تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
كل جهان پديد نمىآيد . 2 - اجرام و اجسام با يك ديگر مرتبطاند ، ولى از نوع ارتباطى كه به طور صناعى و ساختگى ميان اجزاى يك ماشين و يك كارخانه وجود دارد اجزاى يك ماشين و كارخانه در يك نظام خاص قرار دارند و هر كدام كار مخصوصى دارد كه براى كار مجموع ضرورى است . هر گونه تغيير يا كم و زياد شدن اجزا در وضع مجموع ، اثر مىگذارد و احياناً اختلال ايجاد مىكند . بنابراين ، اگر برخى از اجزاى جهان به فرض ، به كلى معدوم گردد و يا به صورت مصنوعى تغيير وضع و محل بدهد در وضع كلى جهان مؤثر است و احياناً ممكن است ماشين جهان مختل گردد . اين طرز تفكر ، كه به آن برداشت مكانيسمى گفته مىشود ، ميان دانشمندان ، به ويژه از عصر نيوتن به بعد رواج بسيار يافت . نيوتن با كشف قوانين عام حركت و گرانش كه بر همه چيز قابل اطلاق بود ، از كوچك‌ترين ذره تا دورترين سياره ، جهان طبيعت را بسان ماشينى بسيار عظيم و پيچيده نمودار ساخت . 3 - پيوستگى اجزاى جهان عميق‌تر از پيوستگى اجزاى يك ماشين است و از نوع پيوستگى اعضاى يك پيكر مىباشد ؛ يعنى حيات واحد و شخصيت واحد بر جهان حكومت مىكند . مجموع جهان يك واحد شخصى است ؛ همان‌طور كه يك فرد انسان با همهء اعضا و اجزاى فراوان كه بالغ بر ميلياردها سلول مىشود و هر سلول به نوبهء خود از قسمت‌هاى كوچك‌ترى تشكيل شده و هر قسمتى از ذرات فراوان فراهم آمده است ، داراى يك شخصيت و يك روح است ، نه شخصيت‌ها و حيات‌ها و روح‌ها . حكماى الهى از دير زمان اين انديشه را ابراز مىداشتند كه تمام جهان يك شخص واحد است . همهء جهان در عين اين كه اعضا و اجزاى مختلفى دارد يك واحد است و يك صورت و فعليت طبيعى دارد و همهء قوا و اجزايش وابسته و طفيلى آن صورت واحد است . طبق اين نظريه ، ما در درون جهان طبيعت همانند سلول‌هايى هستيم در