دليل دوم : علامهء طباطبائى در نهاية الحكمة پس از بيان دليل فوق مىگويد : « دليل روشنترى نيز مىتوان براى اثبات قاعدهء امكان اشرف اقامه كرد و آن اينكه : شرافت و پستى ياد شده دو صفت براى وجود است و بازگشتن به شدت و ضعفِ مرتبهء وجودى شىء مىباشد و در حقيقت به عليت و معلوليت باز مىگردد . شريف بودن يك موجود در مقايسه با موجود ديگر ، به آن است كه موجود شريفتر ، مستقل و فى نفسه باشد و موجود پست ، رابط و متكى به غير و موجود فى غيره بوده باشد ، زيرا هر يك از مراتب وجود متقوم به مرتبهء بالاتر و وابسته به آن است و در عين حال مقوم مرتبهء پايينى و شريفتر از آن بوده و نسبت به آن مرتبه ، موجودى مستقل به شمار مىرود .
حال اگر دو ممكن را در نظر بگيريم كه يكى شريفتر و ديگرى پستتر باشد ، لاجرم ممكن شريفتر بايد در مرتبهء وجودى مقدم بر ممكن پستتر موجود باشد ؛ و گرنه ممكنِ پستتر نسبت به ممكن شريفتر ، مستقل و غير رابط بوده و وابستهء به آن نخواهد بود ، حال آنكه بنابر فرض ، رابط و متقوم به آن است پس خلاف فرض لازم مىآيد . »
حاصل اين دليل آن است كه عليت ، يك علاقهء ذاتى است كه ميان وجود رابط و وجودى كه نسبت به آن مستقل مىباشد . بازگشت اين مطلب به همان تشكيك خاصى در مراتب وجود است . با توجه به اين مطلب ، اگر ممكن اشرف در مرتبهء مقدم بر ممكن اخس تحقق نيابد ، وجودش فاقد علت مباشر خواهد بود و اين به معناى استقلال اخس از علت مباشر است .
براى روشن شدن اين استدلال بايد به اين نكته توجه كرد كه علاقهء عليت ميان دو شىء يا واجب است و يا ممتنع و شق سومى ندارد ، زيرا علاقهء عليت يك علاقهء ذاتى است ؛ از اين رو امكان اين علاقه برابر با وجوب آن مىباشد . بنابراين ، اگر علت بودن يك شىء براى موجود اخس ، ممكن باشد اين عليّت ، واجب و ضرورى خواهد بود .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٣٢