ترجمه
3 - در اين استدلال تمسك به قانون « امكان اشرف » شده است كه مىگويد : « هرگاه ممكنى كه درجهء وجودى آن پستتر است ، تحقق يابد ، بايد پيش از آن ، ممكنى كه والاتر و شريفتر از آن است به وجود آمده باشد . » اين قاعده در جاى خود با برهان به اثبات رسيده است . و از طرفى ، ترديدى نيست كه مثلًا وجود انسانِ مجرد كه همهء كمالات انسانى در او فعليت دارد ، والاتر از وجود انسان مادى است كه نسبت به بسيارى از كمالات بالقوه مىباشد . بنابراين ، وجود انسان مادى كه در اين عالم تحقق دارد ، دليلى است بر وجود مثال عقلى آن ، كه پرورندهء نوعش مىباشد .
دربارهء اين استدلال بايد گفت : قانون « امكان اشرف » در صورتى جارى مىگردد كه موجود شريفتر و موجود پستتر ، داراى يك ماهيت نوعى مشترك باشند ، تا تحقق خارجى فرد پستتر دلالت داشته باشد بر آن كه فرد اشرف ، از جهت ماهيتش ، امكان تحقق دارد . و صدق يك مفهوم بر يك شىء به تنهايى دليل بر اين نيست كه آن شىء يك فرد نوعى براى مفهوم مورد نظر مىباشد . بنابراين ، مانعى ندارد كه مثلًا مصداق مفهوم انسان كلى كه ما آن را تعقل مىكنيم ، يك عقل كلى از سلسلهء عقول طولى باشد ، عقلى كه همهء كمالات اوّلى و ثانوى انواع مادّى را داراست ؛ و از اين روى مفهوم انسان مثلًا بر او صدق مىكند كه كمال وجود انسان را داراست ، نه به خاطر اين كه يكى از افراد انسان مىباشد .
و خلاصه آن كه : صدق مفهوم انسان به عنوان مثال ، بر انسان كلى و مجردى كه ما آن را تعقل مىكنيم ، مستلزم آن نيست كه معقول ما فردى براى ماهيت نوعى انسان باشد تا بتواند مثال عقلى براى نوع انسان بوده باشد .
شرح و تفسير
دليل سومى كه براى اثبات عقول عرضى اقامه شده است ، مبتنى بر قاعدهء « امكان
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٦