تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
نهايةالحكمه ، حقيقت مرسل وجود ، به چه دليل در خارج مصداق دارد ؟ آيا وجود آن بديهى است ؟ اگر گفته شود : ثبوت شىء براى خودش بديهى است و بنابراين ثبوت هستى براى هستىِ صرفْ بديهى بوده و هستى ناب ضرورتاً وجود دارد . در پاسخ مىگوييم : در اين بيان ميان مفهوم و مصداق و حمل اولى و شايع خلط شده است . به حمل اولى هر چيزى خودش ، خودش است ، امّا به حمل شايع در صورتى يك چيز بر مصداق خودش حمل مىشود ، كه آن مصداق تحقق داشته باشد و امّا اگر هيچ مصداقى براى آن تحقق نداشته باشد ، هيچ چيز - حتى خودش - را به حمل شايع نمىتوان بر آن حمل كرد ؛ از اين روست كه مؤلف قدس سره در نهايةالحكمه در بحث اصالت وجود ، نخستين فرعى كه بيان مىكند آن است كه وجود در تمام حمل‌هاى ماهوى ، حيثيت تقييديه است : « انّ كل ما يحمل على حيثية الماهية فانما هو بالوجود و ان الوجود حيثية تقييدية فى كل ما هوى » . يعنى وقتى مىگوييم : « انسان ، حيوان است » يا « انسان ناطق است » يا « عدد دو ، زوج است » و حتى هنگامى كه مىگوييم : « انسان ، انسان است » انسان موجود است كه موضوع براى محمول‌هاى يادشده واقع مىشود و بر انسانى كه موجود نيست ، چيزى حمل نمىشود . اين سخن بلند مؤلف قدس سره در محلّ بحث نيز مىآيد ، يعنى « وجود مرسل » و وجود صرف ، وجود نامتناهى ، در صورتى كه موجود و محقق باشد ، واجب الوجود بالذات است و گرنه مفهومى بيش نخواهد بود .

يك نكته

برهان ياد شده را مرحوم سبزوارى در پاورقى اسفار بيان كرده است . « 1 » وى مدعى
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 16 : « فالاسد الاخصر ان يقال بعد ثبوت اصالة الوجود : ان حقيقة الوجود التى هى عين الاعيان وحاق‌الواقع ، حقيقة مرسلة يمتنع عليها العدم ، اذ كل مقابل غير قابل لمقابله و الحقيقة المرسلة التى يمتنع عليها العدم واجبة الوجود بالذات . فحقيقة الوجود الكذائية واجبة الوجود بالذات و هو المطلوب »