تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
5 - آيا مُثُل همان طبايع افراد مادىاند ، يا افراد مجرد انواع مادى به شمار مىروند ، يا آن كه فقط علل فاعلىِ افراد مادىاند نه طبيعت آنها و نه فرد مجرد انواع مادى ؟ « 1 » اينها نقاط ابهامى است كه دربارهء نظريهء افلاطون وجود دارد و بايد دربارهء آن فحص و تحقيق بيشترى به عمل آيد . امّا مؤلف قدس سره تبيينى براى ارباب انواع ارائهء داده كه آن را صحيح‌ترين تفسير از نظريهء مثل به شمار آورده‌اند . بنابراين تفسير ، ويژگىهاى ارباب انواع و عقول عرضى بدين قرار است : الف - هر نوع مادى داراى يك نوع ربّ النوع است . ب - اين ربّ النوع فرد مجردِ آن نوع مادى است . يعنى در ماهيت با افراد مادى مشترك است . به ديگر سخن يك نوع و ماهيت واحد ، علاوه بر افراد مادى خود ، داراى يك فرد مجرد هم هست ؛ مثلًا گوسفند ، علاوه بر اين مصاديق و افراد محسوس و مادى ، يك فرد غير محسوس و غير مادى نيز دارد . همچنين انسان و آهن و چوب و آب و سيب و ديگر انواع مادى . ج - ربّ النوع وجودى قديم و ازلى دارد ، در حالى كه افراد مادى وجودى حادث دارند . د - ربّ النوع چون مجرد است ، هيچ تغيير و تحولى را نمىپذيرد و وجودى ثابت دارد ، بر خلاف افراد مادى كه همواره در تغيير و تحول‌اند . ه - ربّ النوع بالفعل همهء كمالات ممكن براى آن نوع را دارد ؛ مثلًا ربّ النوع انسان ، همهء كمالات ممكن براى نوع انسان را بالفعل واجد است ، بر خلاف افراد مادىِ نوع انسان كه برخى كمالات را بالفعل و برخى را بالقوه واجدند و به تدريج كمالات بالقوه در آنها به فعليت مىرسد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : تعليقة على نهاية الحكمه ، شمارهء 465
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 217 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى