تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
بنابراين مركب از وجود و ماهيت مىباشد ، از سوى ديگر ، هم ذات خود را تعقل مىكند و هم ذات واجب تعالى را .

تعداد عقول

مؤلف قدس سره دربارهء تعداد عقول نظرى نداده و آن را مجمل گذارده است . ايشان همين اندازه بيان كرده‌اند كه اگر چه در عقل اوّل جهات متعددى وجود دارد ، امّا اين جهات آن اندازه كثير نيست كه بتواند صدور عالم مثال را ، با همه انواع متعدد و بى شمار آن ، از عقل اوّل ممكن سازد . از اين رو عقولى پى در پى و در طول يك ديگر صادر مىشوند تا به عقلى منتهى شود كه حيثيات و جهات آن متناسب با كثرت عالم مثال باشد ، تا بتواند اين عالم را ايجاد كند . امّا اين كه اين عقل ، عقل چندم است و سلسلهء عقول طولى تا كجا ادامه مىيابد ، معلوم نيست . حكماى مشا معتقد بودند تعداد عقول طولى ، به ده مىرسد و از آن تجاوز نمىكند . آخرين عقل از سلسلهء عقول ، را عقل فعال مىناميدند و آن را خالق عالمِ پس از عالم عقل تلقى مىكردند . ابن سينا در الهيات شفا « 1 » به تفصيل در اين باره بحث كرده است . حاصل سخن او ، كه بيانگر ديدگاه حكماى مشا دربارهء عالم عقول و ويژگىهاى آن است ، بدين قرار است : 1 - واجب تعالى ، چون واحد و بسيط است و جهات كثير در آن راه ندارد ، تنها يك معلول بى واسطه دارد ، كه همان « عقل اوّل » است . 2 - در عقل اوّل ، جهات متعددى راه دارد ، كه عبارتند از : تعقل واجب تعالى ، تعقل وجوب غيرى وجودش و تعقل امكان ذاتى خود . 3 - اين جهات ، معلول واجب تعالى نيست ، زيرا امكان ذاتاً براى عقل او ثابت
هامش
( 1 ) . مقالهء نهم ، فصل چهارم و پنجم