تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
بگوييم : اين امور نمىتوانند موجود شوند و تحقق يابند . با توجه به مقدمهء ياد شده مىگوييم : براساس قاعدهء عقلى « الواحد » صدور مستقيم و بدون واسطهء موجودات كثير از علت واحد و بسيط محال و ممتنع است و مثل ايجاد مربعى است كه دايره هم باشد . در حقيقت اين موجودات كثير و متعددند كه قابليت دريافت بى واسطهء فيض از بارى تعالى را ندارند .

ويژگىهاى عقل اوّل

يكى از اصولى كه در بحث‌هاى علت و معلول به اثبات رسيد ، اصل سنخيت ميان علت و معلول است . به مقتضاى اين اصل ، معلول ، جلوه و ظهور و تجلى علت است و مرحلهء نازلهء علت خود به شمار مىرود . براساس اصل ياد شده هر چه علت اعلى و اشرف باشد ، معلول نيز وجودش عالىتر و شريف‌تر خواهد بود و برترين و قوىترين علت ، برترين و قوىترين معلول را خواهد داشت . در عقل اوّل ، كه همان صادر نخستين است ، همهء كمالات حق تعالى ظهور يافته است . اين موجود ، كامل‌ترين موجود عالم امكان است و در ميان ممكنات ، از همه شريف‌تر و كامل‌تر و بسيطتر و وقوىتر است ، امّا در عين حال نسبت به واجب تعالى ، عين نياز و فقر و وابستگى وجودى است . از اين رو ، صادر اوّل ، با همهء شدت وجودى ، توأم با نقصان ذاتى و محدوديت امكانى است ، محدوديتى كه لازمهء معلوم بودن و مخلوق بودن اوست . اين محدوديت امكانى مرتبهء وجودى عقل اوّل را مشخص ساخته و به آن تعين مىدهد و نيز مستلزم ماهيت امكانى مىباشد ، زيرا ماهيت حدّ وجود است و لذا هر موجود محدودى داراى ماهيت است . عقل اوّل ، اگر چه يك واحد شخصى است ، امّا نوعى كثرت در آن وجود دارد و همين كثرت صدور كثير را از آن ممكن مىسازد ، بر خلاف واجب تعالى كه هيچ كثرتى در ذاتش راه ندارد . عقل اوّل از يك سو ، ممكن است و لذا ماهيت دارد و