مقارن با آن بايد موضوع آن نيز موجود شود . پس عرض نمىتواند صادر نخستين باشد .
احتمال دوم آن است كه صادر نخستين هيولاى اولى باشد . اين احتمال نيز پذيرفتنى نيست ، زيرا هيولا قوهء محض است و لذا بدون صورت نمىتواند وجود يابد . پس مقارن با ايجاد هيولا بايد صورت نيز موجود شود و در نتيجه هيولا نمىتواند صادر نخستين باشد .
احتمال سوم آن است كه صادر نخستين صورت باشد . امّا صورت نيز وجودش منفك از ماده نيست و - چنان كه در مباحث پيشين گذشت - صورت در تشخص وجودى و تعين نوعى خود نيازمند هيولاست .
احتمال چهارم آن است كه صادر نخستين جسم باشد . امّا جسم امرى است مركب از ماده و صورت ، در حالى كه صادر نخستين بايد واحد و بسيط باشد .
احتمال پنجم آن كه صادر نخستين نفس باشد . امّا اين احتمال نيز پذيرفتنى نيست ، زيرا نفس اگر چه در ذات ، مجرد از ماده است در فعل متعلق و وابسته به ماده مىباشد ؛ از اين رو نمىتوان آن را نخستين مخلوق و واسطهء در ايجاد مخلوقات ديگر دانست ، چرا كه از نفس ، بدون ماده ، فعلى صادر نمىشود .
آخرين احتمال آن است كه صادر نخستين جوهرى عقلانى و مجرد تام باشد و چون احتمالات ديگر با اشكال مواجه باشد ، همين احتمال متعين مىشود . صادر نخستين بايد موجودى باشد اوّلًا : واحد ، ثانياً : بالفعل ، ثالثاً : وجودش متوقف بر ماده و مدت و استعداد نباشد ، رابعاً : در ايجاد و تأثير جز به ذات الهى به چيز ديگرى نيازمند نباشد .
محدوديت در قدرت الهى
از آن چه گفته آمد دانسته شد كه موجودات كثير و متعدد بدون واسطه و به طور