تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
امر اتفاق نظر دارند كه عالم عقلى وجود دارد و اين عالم واسطهء در ايجاد عالم مادون مىباشد ، اگر چه اختلاف نظرهايى دربارهء تعداد عقول و نيز نحوهء كثرت عقول وجود دارد . فى المثل حكماى اشراقى وجود عقول عرضى را مىپذيرند ، امّا حكماى مشا منكر آن‌اند . البته پاره‌اى از متكلمان - چنان كه علامهء حلّى در كشف المراد نقل كرده - منكر وجود عقل و جوهر مجرد از ماده‌اند ، به گمان آن كه اگر چنين موجودى تحقق داشته باشد در تجرد وجود ، مثل و مانند واجب تعالى خواهد بود ، در حالى كه خداوند را مثل و مانندى نيست :
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
. در پاسخ به اين سخن سست ما به اين جواب نقصى اكتفا مىكنيم كه پس نبايد به طور كلى هيچ موجودى در عالم تحقق داشته باشد ، زيرا اگر غير واجب تعالى موجود ديگرى باشد ، هر دو در موجوديت مثل و مانند خواهند بود ، در حالى كه خداوند را مثل و مانندى نيست . برهانى كه حكما براى اثبات اين‌كه صادر نخستين ، يك موجود عقلانى است كه به آن « عقل اوّل » گفته مىشود ، بدين شرح است : 1 - واجب تعالى بسيط محض است و هيچ جهت كثرتى در آن راه ندارد ؛ نه كثرت خارجى ، مانند تركيب از ماده و صورت و نه كثرت عقلى ، مانند تركيب از وجود و ماهيت ، تركيب از وجود و عدم و تركيب از جنس و فصل . پس واجب تعالى موجودى واحد است . 2 - به مقتضاى قانون : « الواحد لايصدر عنه الّا الواحد » از يك موجود واحد و بسيط ، تنها يك معلول مىتواند صادر شود . بنابراين معلول مستقيم و بى واسطهء واجب تعالى تنها يك چيز مىتواند باشد . حال بايد ديد آن چيز ، چه موجودى است . در اين جا شش احتمال وجود دارد . احتمال نخست آن كه صادر نخستين عرض باشد . امّا مىدانيم كه عرض براى وجودش نيازمند موضوع است ؛ لذا پيش از آن كه عرض موجود شود و يا لا اقل