تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
مصدراً لأكثرَ من معلولٍ واحدٍ . لكنَّ الجهاتِ الموجودةَ فى عالمِ الممثالِ ، الذى دونَ عالمِ العقلِ ، بالغةٌ مبلغاً لا تَفى بصدورِها الجهاتُ القليلةُ التى فى العقلِ الأوّلِ ، فلابُدَ من صدورِ عقلٍ ثانٍ ثم ثالثٍ وهكذا ، حتى تبلغَ جهاتُ الكثرةِ عدداً يَفى بصدورِ العالمِ الذى يتلوه من المثالِ . فتبيَّنَ : أنّ هناك عقولًا طوليّةً كثيرةً ، و إن لم يكنْ لنا طريقٌ إلى إحصاءِ عددِها . ترجمه چون واجب تعالى ، وجودى يگانه و از هر جهت بسيط است ، صدور كثير از او محال است ، خواه موجود صادر شده هم چون عقول عرضى ، مجرد باشد و يا مانند انواع مادى ، مادى باشد ، زيرا از موجود يگانه ، جز يك موجود پديد نمىآيد . بنابراين ، نخستين آفريدهء واجب تعالى عقل يگانه‌اى است كه با وجود واحد ظلى خويش ، حكايت از وحدت وجود واجب مىكند . و چون معناى نخستين بودن اين موجود ، آن است كه تقدم وجودى بر ديگر موجودات ممكن دارد و از طرفى ، تقدم وجودى در جايى است كه عليت مطرح باشد ، بنابراين ، صادر اوّل علتى خواهد بود كه ميان واجب و ديگر مخلوقات قرار گرفته است و لذا واسطهء آفرينش اشيا پس از خود مىباشد . توهم نشود كه : اين سخن ، قدرت بى حدّ واجب را ، كه عين ذات برتر اوست ، محدود مىسازد ، زيرا پيدايش مخلوقات متعدد از آن جهت كه متعددند ، از يك موجود واحد از آن جهت كه واحد است - همان گونه كه گذشت « 1 » - محال و ممتنع مىباشد و قدرت فقط به امور ممكن تعلق مىگيرد ، نه محال ذاتى - هم چون نفى شىء از خودش و جمع يا رفع دو نقيض - كه ذاتش پوچ است و در واقع ذاتى ندارد تا قدرت به آن تعلق بگيرد .
هامش
( 1 ) . فصل چهارم از بخش هفتم