تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
كه هنگامى كه فاعل را در حال فراهم كردن اسباب فعل به قصد انجام آن فعل مشاهده مىكنيم ، مىگوييم : ارادهء فاعل با انجام آن فعل تعلق گرفته است « 1 » . حاصل بيان بالا آن است كه به دو لحاظ مىتوان اراده را از فعل واجب تعالى انتزاع نمود : 1 - بدين لحاظ كه فعل واجب تعالى فعلى است كه نه در اثر اجبار و الزام عامل بيرونى ، بلكه با اختيار و رضايت واجب تعالى تحقق يافته است و تحقق چنين فعلى از لوازم اراده به معناى حقيقى آن مىباشد . بدين صورت وقتى عقل ، فعل خداوند را در نظر گرفته و صدور آن را از روى علم و اختيار مىبيند ، از آن صفت اراده را انتزاع مىكند . پس عقل از اصل تحقق آن فعل ، مفهوم « وجود » و از اين كه وجود امكانى مأخوذ از غير است مفهوم « ايجاد » و از اين كه شىء تا واجب نگردد ايجاد نمىشود ، مفهوم « وجوب » و از اين كه وجوب بالغير مستند به علت مىباشد ، « ايجاب » را انتزاع مىكند و چون اين ايجاب از روى رضايت و اختيار است نه اجبار و الزام ، مفهوم « اراده » از آن انتزاع مىگردد . با توجه به اين تحليل عقلى است كه گفته مىشود : واجب تعالى ابتدا فعل را اراده مىكند ، آن گاه آن را ايجاب مىكند ، پس فعل وجوب مىيابد ، آن گاه آن را ايجاد مىكند ؛ پس موجود مىگردد . 2 - بدين لحاظ كه علت تامهء فعل حضور دارد . توضيح اين كه اراده نزد ماجزء اخير تامه است و لذا با تحقق آن ، فعل تحقق مىيابد . بنابراين ، يكى از لوازم اراده حضور علت تامه و تحقق آن مىباشد و مىتوان با توجه به همين لازمه ، وصف اراده را به اعتبار حضور علت تامهء شىء انتزاع كرد . يعنى هنگامى كه خداوند علت تامهء يك پديده را تحقق مىبخشد ، مىتوان گفت : خداوند اراده كرده است آن پديده را به وجود آورد .
هامش
( 1 ) . نهايةالحكمه ، فصل سيزدهم از مرحلهء دوازدهم
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 175 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى