و نيز در تفسير الميزان ، پس از تقرير نظر حكما در كلام الهى به عنوان يك وصف ذاتى - كه در پاورقى نقل شد - مىگويد : « آن چه در اين جا از فلاسفه نقل كرديم به فرض كه درست هم باشد ، لغت با آن مساعد نيست ، زيرا لسان آياتى كه كلام را براى خداوند اثبات كرده است بدين صورت است :
« مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ »
« 1 » ،
« وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً »
« 2 » ،
« إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى »
« 3 »
« وَ قُلْنا يا آدَمُ »
« 4 » ،
« إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ »
« 5 » ،
« نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ »
« 6 » و كلام به معناى عين ذات با هيچ يك از اين عبارتها سازش ندارد .
به عقيدهء مؤلف قدس سره اراده و كلام هر دو از صفات فعلى است و در كتاب و سنت نيز به عنوان وصف فعلى براى خداى سبحان اثبات شده است .
اراده به عنوان صفت فعل
مؤلف قدس سره در بداية الحكمة سخنى دربارهء نحوهء اتصاف واجب تعالى به اراده به عنوان صفت فعل بيان نمىكند ، اگر چه وعدهء آن را داده است . امّا در نهاية الحكمه به اين امر پرداخته است . ايشان در آن كتاب ابتدا مقدمهاى را ذكر مىكنند و سپس نحوهء انتزاع اين صفت از فعل بارى تعالى را توضيح مىدهند . در زير سخن ايشان را همراه
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيه 253
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيه 164
( 3 ) . آلعمران ( 3 ) آيه 55
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيه 35
( 5 ) . نساء ( 4 ) آيه 163
( 6 ) . تحريم ( 66 ) آيه 3