عنوان دو صفت ذاتى جداگانه در نظر بگيريم . و مراد از اراده و كلامى كه در كتاب و سنت به خداوند نسبت داده شده ، معنايى است كه از اوصاف فعلى خداوند مىباشد و توضيحش خواهد آمد . انشاء اللّه .
شرح و تفسير
مؤلف قدس سره پس از نقل رأى فلاسفهء الهى دربارهء اراده و كلام و بيانى كه ايشان دربارهء اين دو صفت به عنوان اوصاف ذاتى بارى تعالى دارند ، نظر خاص خود را بيان مىكند . حاصل نظر مؤلف آن است كه اگر بخواهيم بر مفاهيم عرفى اراده و كلام تحفظ كنيم نمىتوانيم آن دو را به عنوان دو صفت ذاتى براى واجب تعالى اثبات كنيم و آنچه فلاسفه بيان كردهاند ، تخليهء اين الفاظ از مفاهيم خاص آنها و اعطاى مفاهيم جديدى به آنهاست .
براساس تحليل فلاسفه ، اراده يكى از وجوه علم بارى تعالى است ، مانند سمع و بصر . از اين رو لزومى ندارد كه ما اراده را صفت خاصى در برابر علم قرار دهيم و آن را در شمار اوصاف ذاتى واجب تعالى ذكر كنيم .
همچنين دربارهء كلام نيز ، بازگشت سخن فلاسفه در تحليل معناى آن ، اين است كه كلام چهره و جنبهاى از قدرت خداست و لذا وجهى ندارد كه آن را در كنار قدرت ذكر كنيم و يك وصف ذاتى جداگانه به شمار آوريم .
مؤلف در نهايةالحكمه مىافزايد : « همهء معانى وجودى را ، اگر چه آغشته به ماديت و توأم با عدمها و نقصها باشد ، مىتوان با تحليل و پيراستن نقصها و عدمها از آن ، به يك صفت از صفات ثبوتى و ذاتى باز گرداند [ و در نتيجه بايد همهء اين معانى را در زمرهء صفات ذاتى واجب تعالى قرار داد و اين نتيجه قابل التزام نيست ] » « 1 » .
هامش
( 1 ) . فصل شانزدهم از مرحلهء دوازدهم