تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
با شرح و توضيح مىآوريم : هنگام اطلاق و استعمال يك لفظ ، همان گونه كه گاهى معناى حقيقى آن قصد مىشود ، گاهى نيز از باب توسع [ و گسترش در معناى حقيقى ] لوازم معناى حقيقى و آثار مترتب بر آن اراده مىشود و صفات به دست آمده از مقام فعل ، متكى به فعل بوده ، با حدوث فعل حادث مىگردد و از ذات واجب ، كه قديم بالذات است ، تأخر ذاتى دارد ؛ از اين رو ، امكان ندارد ذات واجب تعالى بدان‌ها متصف گردد ، خواه اين اتصاف به نحو عينى باشد [ يعنى وصف عين موصوف باشد ] و خواه به نحو عروض باشد ، [ يعنى وصف زايد بر موصوف باشد ] مگر آن كه در معناى آن توسعه داده شود و لوازم معناى حقيقى و آثار مترتب بر آن قصد شود . به عنوان مثال ، رحمت نزد ما يك تأثر و انفعال نفسانى خاصى است كه در اثر مشاهدهء شخص درمانده‌اى كه نيازمند كمالى چون عافيت ، سلامتى و ادامهء حيات است ، در نفس حادث مىگردد و باعث مىشود كه راحم [ / شخصى كه اين انفعال در او پديد آمده ] نياز و كمبود شخص درمانده را بر طرف سازد و اين اثرى است كه بر آن وصف نفسانى مترتب مىگردد . رحمت ، از يك سو ، يك صفت پسنديده است و كمال محسوب مىشود ، امّا از سوى ديگر ، يك نوع انفعال و اثر پذيرى است كه بر واجب تعالى محال و ممتنع مىباشد و لذا او هرگز به رحمت ، به معناى حقيقىاش ، متصف نمىگردد . امّا [ مى توان در معناى رحمت توسعه داد ، و ] مثلًا از بر طرف شدن نياز نيازمند و غنى گشتن فقير ، مفهوم رحمت را انتزاع نمود . چرا كه اين امور از لوازم و آثار مترتب بر رحمت است . از سوى ديگر ، بر طرف شدن نياز و غنى شدن ، كه مفهوم رحمت بر آن اطلاق شد ، نسبتى به واجب تعالى دارد [ زيرا فاعل حقيقى اين فعل اوست ] و بدين لحاظ از آن صفت « رحيم » ، به عنوان صفت فعل ، براى واجب تعالى انتزاع مىشود . ديگر صفات فعل نيز از همين قبيل است . اراده‌اى كه به واجب تعالى نسبت داده مىشود نيز از مقام فعل انتزاع مىگردد ، يا از خود فعلى كه در خارج تحقق مىيابد - در اين صورت آن فعل به ترتيب اراده ، ايجاب ، وجوب ، ايجاد و نهايتاً وجود مىباشد - و يا از حصول علت تام فعل ؛ چنان