تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
كه همگى به عقيدهء آنها قديم و زايد بر ذات واجب‌اند . معتزله مىگويند : ارادهء الهى امرى حادث است كه تجدد مىيابد ، مانند اراده‌هايى كه در انسان حادث مىشود و از عوارض ذات انسان به شمار مىرود . برخى نيز اراده را نخستين مخلوق الهى شمرده‌اند كه مخلوقات ديگر توسط آن به وجود مىآيند و گروهى نيز اراده را از صفات فعلى به شمار آورده‌اند كه از مقام فعل انتزاع مىشود . امّا مشهور ميان فلاسفه همان است كه در متن بيان شده است و آن اين كه ارادهء واجب تعالى ، صفت ذاتى بوده و عين ذات واجب مىباشد و در واقع همان علم واجب تعالى به نظام اصلح است . ابن‌سينا مىگويد : « ليست الارادة مغايرة الذات لعلمه و لا مغايرة المفهوم لعلمه » « 1 » ارادهء واجب تعالى نه ذاتاً و نه مفهوماً مغايرتى با علم او ندارد . صدرالمتألهين هم مىگويد : « ارادهء خداوند نزد حكما همان علم بارى تعالى به نظام عالم بر وجه اتم و اكمل است . اين علم از اين جهت كه براى وجود نظام اتم كفايت مىكند و وجود آن را بر عدمش ترجيح مىدهد ، اراده است ؛ چنان كه در ما نيز اگر علم تأكد يابد سبب و علت وجود خارجىِ [ معلوم ] مىشود ، مانند كسى كه بر لبهء ديوار باريكى حركت مىكند كه هرگاه توهم سقوط بر او غلبه كند ، موجب سقوط او مىشود . از اين قبيل است تأثير برخى از نفوس بواسطهء همّت و نيز چشم ، كه تجربه و اخبار مخبر صادق بر مؤثر بودن آن گواهى مىدهد . بنابراين هيچ بعدى ندارد كه علم ازلى خداوند سبب وجود كائنات باشد » « 2 » . در جايى ديگر مىگويد : « معناى مريد بودن خداى سبحان آن است كه او ذات خود را تعقل مىكند و نظام خير موجود در كل عالم و نحوهء وجود آن را نيز ذاتاً تعقل مىكند . » « 3 » همچنين مىگويد : « ارادهء خداى سبحان بعينه همان علمش به نظام اتم است
هامش
( 1 ) . ر . ك : الهيات شفا ، فصل هفتم از مقالهء هشتم ( 2 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 114 ( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 316