تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
نيست به حدّ ضرورت و وجوب برسند - سخنى باطل است . هيچ پديده‌اى تا واجب نگردد ، موجود نمىشود . به ديگر سخن : افعال ارادى و اختيارى ، امورى ممكن‌اند و در تحقق خود نيازمند علت مىباشند . تا همهء شرايط و اجزاى اين علت تحقق نيابد و به اصطلاح تامّ نشود ، فعل واقع نمىشود . با وجود علت تامه ، وقوع فعل واجب و ضرورى مىشود . ثانياً : اين وجوب - چنان كه روشن است - وجوب بالغير است ، نه بالذات ؛ يعنى وجوبى است كه از ناحيهء علت به فعل داده شده است . ثالثاً : همهء وجوب‌هاى بالغير نهايتاً به واجب الوجود بالذات منتهى مىشود . رابعاً : تنها واجب الوجود بالذات ، بارى تعالى است . نتيجه آن كه : همهء پديده‌ها و از جمله افعال اختيارى انسان ، به بارى تعالى منتهى مىشود و اوست كه مبدأ و مصدر همهء ممكنات و من جمله افعال اختيارى انسان است . بنابراين ، قدرت خداوند عامّ و فراگير است و چيزى از دايرهء آن بيرون نيست . مؤلف قدس سره همين مدعا را از طريقى ديگر نيز اثبات مىكند و آن اين كه : همهء موجودات : غير از واجب تعالى ، ممكن و معلول‌اند و وجود معلول عين ربط به وجود علت خود است و تنها موجود مستقلى كه در عالم هستى تحقق دارد و وجودهاى امكانى همه متقوم به اويند ، واجب تعالى است . پس واجب تعالى مقوّم و مبدأ همهء موجودات و پديده‌هاى امكانى است . بنابراين قدرت او عامّ بوده و همه چيز را فرا مىگيرد .

يك نكته

گفتنى است كه دو برهان ياد شده هيچ منافانى با هم ندارند ، اگر چه نتيجهء برهان دوم آن است كه واجب تعالى فاعل نزديك و مباشر همهء موجودات امكانى است ، در حالى كه برهان نخست مبتنى بر ترتب سلسلهء علل است و اين كه علتِ علت شىء ،