مىگويند : فعل « مخلوق » خداوند و « مكسوب » انسان است . و همين كسب ، مصحح پاداش و كيفر مىباشد ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد :
« لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ »
« 1 » .
بنابراين ، آنچه را ما سبب ، فاعل و يا علت مىناميم ، تنها يك عادت در نامگذارى است كه از عادت خداوند بر ايجاد برخى از اشياى مقارن با برخى ديگر ناشى شده است . اگر چه فاعلهاى عادى گوناگوناند و بعضى مانند انسان ، فاعل مختار به شمار مىروند ، امّا افعال جبرى است ، زيرا اختيار فاعل هيچ گونه تاثيرى در فعل او ندارد .
نظريهء معتزله
آن چه در متن كتاب به عنوان « ان قلت » بيان شده است ، همان نظريهء معتزله است .
معتزله معتقدند افعال اختيارى انسان آفريدهء خود انسان بوده و واجب تعالى مدخليتى در صدور آن ندارد . كارِ واجب تعالى تنها آن است كه انسان را بر فعل خودش قادر سازد ؛ بدين صورت كه اسباب و ابزارى را كه انسان با آن بر انجام فعل توانا مىشود ، براى او بيافريند ، مانند نيروها و اعضايى كه انسان از راه آنها با اختيار خود فعل را انجام مىدهد ؛ اين اختيار انسان است كه فعل و ترك را براى او ممكن مىسازد و تعيّن هر يك از آن دو را منوط به گزينش او مىكند .
پس انسان مىتواند فعل را ، حتى در صورتى كه واجب تعالى آن را بخواهد ، ترك گويد و مىتواند فعل را ، حتى اگر واجب تعالى آن را ناخوش بدارد ، بياورد . در يك كلمه : واجب تعالى دخالتى در فعل انسان ندارد .
حاصل برهانى كه معتزله در نفى عموميت قدرت واجب تعالى بر افعال اختيارى انسان آوردهاند به قرار زير است :
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيه 286