تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
3 - تأثير آنها مترتب بر يك ديگر باشد ، چنان كه در برخورد چند توپ با يك ديگر يا در تصادفات زنجيره‌اى ملاحظه مىشود . نمونهء ديگر آن تأثير ارادهء انسان در حركت دست و تأثير دست در حركت قلم و تأثير قلم در پيدايش نوشته است . 4 - تأثير مترتب چند عامل طولى ؛ به گونه‌اى كه وجود هر يك از آنها وابسته به وجود ديگرى باشد ، بر خلاف فرض قبلى كه وجود قلم وابسته به وجود دست نبوده و وجود دست هم وابسته به ارادهء انسان نبود . در همهء اين صورت‌ها اجتماع چند علت براى پيدايش معلول واحد ، ممكن بلكه لازم است و عليت واجب تعالى و انسان نسبت به افعال اختيارى انسان از همين قسم اخير مىباشد ، زيرا وجود انسان و ارادهء او وابسته به واجب تعالى است . بنابراين ، استناد وجود افعال اختيارى انسان به واجب تعالى منافاتى با استناد آنها با خود وى ندارد ، چون اين استنادها در طول يك ديگرند و تزاحمى با هم ندارند . تنافى در جايى است كه دو علت هستى بخش ، كه در عرض هم و على البدل تأثير مىكنند ، با يك ديگر جمع شوند ؛ مانند فرض اين كه ارادهء واحدى از دو فاعل مريد سر بزند ، يا پديدهء واحدى مستند به دو مجموعه ، علل ( دو علت تامه ) باشد . به ديگر سخن : استناد فعل به فاعل انسانى در يك سطح است و استناد وجود آن به واجب تعالى در سطح بالاترى است كه در آن سطح ، وجود خود انسان و وجود ماده‌اى كه كارش را روى آن انجام مىدهد و وجود ابزارهايى كه كار را به وسيلهء آنها انجام مىدهد ، همگى مستند به اوست . از اين‌جا دانسته مىشود كه : تأثير ارادهء انسان به عنوان « جزء اخير از علت تامه » در كار خود ، منافاتى با استناد وجود همهء اجزاى علت تامه ، به واجب تعالى ندارد ؛ اين خداى متعال است كه وجود جهان و انسان و همهء شئون وجودى او را در يَدِ قدرت خود دارد و همواره به آنها وجود مىبخشد ، نو به نو آنها را مىآفريند و هيچ موجودى در هيچ حالى و زمانى بى نياز از او نيست و استقلالى از او ندارد . بنابراين ، كارهاى
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 146 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى