1 - اگر دايرهء قدرت خداوند شامل افعال انسان نيز باشد و افعال انسان نيز مخلوق خداوند و آفريدهء او باشد ، انسان مجبور بر فعل بوده و اختيارى در انجام و ترك آن ندارد .
2 - انسان مجبور بر فعل نيست ، بلكه مختار مىباشد .
نتيجه آن كه دايرهء قدرت خداوند شامل افعال انسان نمىشود و افعال انسان مخلوق خداوند و آفريدهء او نيست .
نظريهء صحيح
مؤلف در اينجا سخنى از نظريهء اشاعره به ميان نياورده است ، زيرا موضوع بحث عموميت قدرت خداوند است و اشاعره اين امر را مىپذيرند و حتى - چنان كه گفتيم - مبدئيت و تأثير را منحصر در خداوند مىدانند و هرگونه عليتى را از ماسوى اللَّه سلب مىكنند .
امّا دربارهء نظريهء معتزله اوّلًا : ياد آور مىشوند كه افعال اختيارى نيز ، مانند ساير پديدهها ، تا وجودش ضرورى و واجب نگردد ، موجود نمىشود . متكلمان مىپندارند تعميم قاعدهء : « الشىء ما لميجب لميوجد » به افعال ارادى و اختيارى ناصواب است و موجب جبرى بودن اين گروه از افعال مىشود ؛ از اين رو گفتهاند كه وقتى انسان كارى را انجام مىدهد ، در صورتى كه همهء مبادى و شرايط انجام آن كار هم تحقق داشته باشد ، انجام آن كار ، ضرورت پيدا نمىكند ، بلكه نهايتاً اولويت مىيابد ، چرا كه اگر انجام آن ضرورى و واجب باشد ، فاعل در انجام آن مجبور بوده و چارهاى از انجامش نخواهد داشت و اين با اختيار و ارادهء فاعل منافات دارد . همين مطلب دربارهء افعال بارى تعالى نيز مطرح شده است ، كه در دنبالهء همين فصل مطرح و پاسخ داده مىشود .
اين توهم متكلمان - كه افعال اختيارى با صرف اولويت تحقق مىيابند و لازم