تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
علت آن شىء مىباشد و اين نتيجه از آن به دست مىآيد كه واجب تعالى فاعل دور و با واسطهء موجودات است ، مگر در مورد صادر نخستين . زيرا در برهان نخست براى وجود ماهياتِ علل و معلولات ، نفسيت ( / وجود فى نفسه ) اعتبار مىشود و اين به آن‌چه در نگاه بدوى دانسته مىشود ، سازگار است ، امّا برهان دوم براى وجودهاى امكانى هيچ نفسيت و استقلالى قائل نمىشود و آنها را وجودهاى صرفاً فى غيره به شمار مىآورد ، كه نتيجه‌اش فاعل مباشر بودن واجب تعالى است و اين همان چيزى است كه نظر دقيق بدان رهنمون مىشود . خلاصه : برهان نخست مبتنى بر يك برداشت سطحى از نحوهء وجود ممكن و معلول است ، امّا برهان دوم مبتنى بر نظر دقيق و عميق در حقيقت وجود معلول است .

عدم تنافى ميان استناد فعل اختيارى به انسان و واجب تعالى

از بيان بالا دانسته مىشود كه افعال اختيارى انسان مستند به واجب تعالى است . امّا بايد توجه داشت كه استناد اين افعال به واجب تعالى هيچ منافات و ناسازگارى با استناد آن به انسان ندارد ، زيرا فاعليت واجب تعالى در طول فاعليت انسان است ، نه در عرض آن . توضيح اين‌كه : تأثير چند علت در پيدايش يك پديده به چند صورت تصور مىشود : 1 - چند علت با هم و در كنار يك ديگر تأثير كنند ؛ مانند اين كه اجتماع بذرو آب و حرارت و . . . موجب روييدن گياه مىشود . 2 - هر يك از آنها متناوباً مؤثر باشند ؛ به طورى كه طول عمر پديده بر تعداد آنها تقسيم شود و هر بخشى از آن ، معلول يكى از عواملى باشد كه به نوبت ، تأثير خود را مىبخشند ؛ چنان كه چند موتور متناوباً روشن مىشود و موجب ادامهء حركت هواپيما مىگردد .