واجب ذاتى هم فقط اوست . در نتيجه قدرت واجب تعالى همه چيز را فرا مىگيرد ، حتى افعال اختيارى را .
به بيان ديگر آن كه : افعال انسان همانند ديگر ممكنات ، معلولاند و در بخش علت و معلول « 1 » آورديم كه وجود معلول نسبت به علت خويش يك وجود رابط است . و وجود رابط هم جز با اتكا به يك وجود مستقل و قوام دهندهء به آن ، تحقق نمىيابد . و چون وجود مستقل بالذات همان واجب الوجود بالذات است ، نتيجه مىگيريم كه او مبدأ نخستين پيدايش همه معلول هايى است كه وجودشان وابستهء به علت است و قدرت او همه چيز را فرا مىگيرد .
شرح و تفسير
عدم تنافى ميان اختيار انسان و عموميت قدرت خداوند
برهانى كه در بالا بيان كرديم نه تنها اصل قدرت واجب تعالى را به اثبات مىرساند ، بلكه عموميت و شمول و فراگيرى آن را نيز ثابت مىكند ؛ يعنى ثابت مىكند واجب تعالى مبدأ و مصدر همهء موجودات ممكن است و اين مبدئيت نيز از روى علم و اختيار مىباشد . امّا با اين همه ، در نظر پارهاى از متكلمان شبههاى رخنه كرده و موجب گشته است مقتضاى اين برهان را نپذيرند . همواره در بسيارى از اذهان اين گمان بوده است كه افعال انسان اگر متعلق قدرت خداوند باشد و خداى متعال به عنوان مبدأ و مصدر آن افعال شناخته شود ، ديگر نمىتوان آنها را ، افعال اختيارى انسان تلقى نمود و بلكه اساساً استناد آن افعال به انسان ، از باب مسامحه و مجاز مىباشد . چرا كه فعل در اين صورت فعل خداست و نه فعل انسان . بنابراين ، بايد يكى از دو امر را پذيرفت :
هامش
( 1 ) . فصل سوم از بخش هفتم