6 - اين علم بر وجه كليت است ؛ يعنى به گونهاى كه در اثر تغيير معلوم ، دگرگون نمىشود .
7 - اين علم تفصيلى به اشيا مبدأ پيدايش موجودات خارجى است . يعنى حصول علمىِ ماهيات مستلزم تحقق عينى و خارجى آنهاست و از اين رو يك علم عنايى به شمار مىرود .
صدرالمتألهين در اسفار ، به تفصيل دربارهء ديدگاه مشائيان در علم واجب به ماسوى بحث مىكند و تقرير جامع و كاملى از آن با استفاده از بيانات شيخ الرئيس ارائه مىدهد . براى آشنايى بيشتر با نظرات مشائيان در اين باره ، آن چه را در اسفار آمده است همراه با شرح و توضيح مطرح مىكنيم .
توضيح بيشتر دربارهء ديدگاه حكماى مشا
ابتدا بايد دانست كه علم بر دو قسم است : علم قبل از كثرت ، كه به آن علم فعلى گفته مىشود و علم پس از كثرت ، كه به آن علم انفعالى گفته مىشود . علم فعلى مانند علم مهندس به ساختمان ، پيش از آن كه ساخته شده باشد و علم انفعالى مانند علمى كه از مشاهدهء ساختان حاصل مىشود .
به تعبير ديگر علم به يك شىء گاهى از وجود معلوم به دست مىآيد و گاهى سابق بر وجود معلوم و منشا صدور آن مىباشد . در صورت دوم ، يعنى علم فعلى گاهى علم ، سبب تام وجود معلوم و گاهى سبب ناقص وجود معلوم است .
نسبت موجودات به واجب الوجود مانند نسبت صنع صانع به خود صانع است و نظير نسبت كتاب به مصنف حكيم و عليم مىباشد ؛ به شرطى كه صرف تدبر و توجه صانع ، علت تامهء حصول مصنوع و صرف تفكر و تدبر مصنف ، علت تامهء وجود تصنيف او باشد . چرا كه صدور اشيا از واجب الوجود به محض تعقل اشيا است و تعقل اشيا ، علت تامهء وجود اشيا و صدور آنها در خارج است و تعقل اشيا - كه ناشى از