أمّا كونُهُ علماً تفصيليّاً بالأشياءِ قبلَ الايجادِ مثلًا فلاففيه ما فى سابِقِه .
ترجمه
8 - از فرفوريوس نقل است كه علم خداوند متعال به صورت اتحاد با معقول مىباشد .
اين سخن فقط چگونگى تحقق علم را بيان مىكند و اين را كه علم در اثر اتحاد حاصل مىگردد ، نه عروض و مانند آن . امّا اين را بيان نمىكند كه مثلًا : اين آگاهى و علم تفصيلى به اشيا ، پيش از ايجاد آنها است يا نه . و لذا همان اشكال پيشين ، اين جا هم مطرح مىشود .
شرح و تفسير
آنگونه كه در اسفار آمده است « 1 » فرفوريوس « 2 » در باب علم واجب به اشيا معتقد بود كه اين علم ، حصولى است نه حضورى و حصول صور اشيا براى واجب به نحو اتحاد ذات واجب با آن صورتهاى عقلى است ، نه به صورت ارتسام ذهنى آنها كه زايد بر ذات واجب مىباشد . او معتقد است كه صورتهاى معقوله با حق تعالى متحد است ، لذا اين صورتها جدا از ذات واجب نيستند .
نظريهء فرفوريوس از اين جهت كه علم بارى تعالى به اشيا را حصولى و تحقق آن را به وسيلهء حصول صورتهاى اشيا براى واجب مىداند ، شبيه نظريهء حكماى مشا است كه تحت عنوان رأى دهم بدان خواهيم پرداخت ، امّا از اين جهت كه اين علم را به نحو اتحاد با صورتهاى معقوله مىداند با رأى ايشان تفاوت دارد .
در اين باره بايد گفت : علم يك شىء به شىء ديگر بر چند نحو قابل تصوير است :
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 181 و 182
( 2 ) . فرفوريوس از پيشگامان مشا و از بزرگترين شاگردان ارسطو است