تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
اوّل ، علم تفصيلى به معلول دوم و علم اجمالى به ماسواى آن است . بنابراين نظريه ، سه علم در متن ذات واجب تعالى راه دارد : 1 - علم ذات به خودش . 2 - علم تفصيلى ذات به معلول اوّل ، كه عين همان علم به ذات است . 3 - علم اجمالى ذات به ماسواى معلول اوّل . در مقام ذات اين سه علم عين يك‌ديگرند و همه ، عين ذات و عين ساير صفات ذاتى مىباشند و چون واجب به معلول اوّل علم تفصيلى دارد و معلول اوّل ، علت معلول ثانى است ، پس واجب تعالى به معلول ثانى نيز علم تفصيلى دارد و اين علم تفصيلى دو صفت دارد : يكى اين كه سابق بر معلول دوم است و ديگر اين كه اين علم تفصيلى به معلول دوم از علم تفصيلى واجب به معلول اوّل ناشى شده است كه مقدم بر معلول ثانى است . همچنين در علم تفصيلى واجب به معلول سوم و معلول چهارم و . . . . حاصل آن كه : هر علم تفصيلى به معلولى داراى دو حكم است : يكى اين كه قبل از وجود آن معلول است و ديگر اين كه از علم تفصيلى به معلول ما قبل ناشى شده است و اين سلسله به همين ترتيب ادامه دارد ؛ يعنى واجب به هر معلول بعدى از راه علم به معلول قبلى عالم است ، تا به آخرين معلول منتهى شود . پس علم تفصيلى واجب به ممكنات در يك مرتبه نيست و واجب تعالى در مرتبهء ذات ، علم تفصيلى به جميع ممكنات ندارد . همچنين در هيچ مرتبه علمى ، همهء اشيا به تفصيل معلوم ذات واجب نيستند ، بلكه علم تفصيلى به هر موجودى تنها در رتبهء سابق بر آن است ، نه در رتبه‌هاى اسبق و علم تفصيلى در هر مرتبه اولًا علم تفصيلى به مرتبهء بعد است و ثانياً علم اجمالى به مراتب متأخر نيز مىباشد . « 1 » اين نظريه نيز از تبيين علم ذاتى تفصيلى واجب تعالى ناتوان است و به مقتضاى
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حكمت متعاليه ، بخش چهارم از جلد ششم ، ص 33 و 34