رأى ششم
السادسُ : ما نُسبَ إلى ثاليسِ الملطّىِ ، و هو أنّه تعالى يعلمُ العقلَ الأوّلَ ، و هو المعلولُ الأوّلُ ، بحضورِ ذاته عندَهُ ، و يعلمُ سائرَ الأشياءِ بارتسامِ صورِها فى العقلِ الأوّلِ .
وفيه : أنه يردُ عليه ما وَرَدَ على سابِقِهِ .
ترجمه
6 - به اعتقاد طالس ملطى ، علم خداوند به عقل اوّل ( معلول نخستين ) به واسطهء حضورش نزد خداوند و علمش به ساير موجودات به واسطهء نقش بستن صورتهاى آنها در آن عقل مىباشد .
اشكال پيشين بر اين نظر هم وارد است .
شرح و تفسير
اين نظريه از آنِ طالس ملطى « 1 » است . بنابراين نظريه ، واجب تعالى علم حضورى به عقل اوّل دارد و چون همهء حقايق و علوم در عقل اوّل ثبت است ، به منزلهء كتابى است كه علم به او ، علم به همه چيز خواهد بود . از اين رو ، خداوند از طريق علم
هامش
( 1 ) . طالس از حكماى قديم و اوّلين فيلسوف يونانى است كه در سدهء شش قبل از ميلاد مىزيسته است . تركيبى بوداز فيلسوف و دانشمند اهل عمل . گفتهاند او كسوفى را در همان ايام پيش بينى كرده بود كه به وقوع پيوست . او معتقد بود زمين روى آب قرار گرفته است . از مهمترين آراى او اين است كه مادة المواد و مايهء نخستين همه اشيا آب است . در واقع او نخستين كسى بود كه مسئله يكى در همه چيز ( وحدت در كثرت ) را مطرح ساخت . از ديگر اعتقادات او آن بود كه تمام چيزها پر از خدايان است و آهن ربا داراى روح است ، زيرا آهن را حركت مىدهد . همچنين او اشيا را به عنوان صورتهاى متغير يك عنصر اولى و نهايى تصور مىكرد . ( فردريك كاپلستون ، تاريخ فلسفه ، ج 1 ، ص 31 - 33 )