بررسى آراى گوناگون دربارهء علم واجب تعالى
للناسِ فى علمِهِ تعالى أقوالٌ مختلفةٌ و مسالكُ متشتّتةٌ أُخر ، نشيرُ إلى ما هو المعروفُ منها :
أحدُها : أنّ لذاتِهِ تعالى علماً بذاتِهِ ، دونَ معلولاتِهِ ، لأنّ الذاتَ أزليّةٌ و لا معلولَ إلّا حادثاً .
وفيه : أنّ العلمَ بالمعلولِ فى الأزلِ لا يستلزمُ وجودَه فى الأزلِ بوجودِهِ الخاصِ بِهِ ، كما عرفْتَ .
( 1 ) ترجمه
مردم دربارهء علم الهى عقائد گوناگونى دارند . ما در اين جا تنها اشارهاى داريم به معروفترين آنها :
1 - خداوند در ذات خويش فقط به خودش آگاه است نه به معلولاتش ، زيرا ذات ، قديم و هميشگى است ولى معلولات جملگى حادثند .
اشكال اين سخن آن است كه : علم ازلى به معلول مستلزم آن نيست كه معلول با وجود خاصش از ازل موجود بوده باشد .
( 2 ) شرح و تفسير
بحث دربارهء علم واجب تعالى و تبيين علم ذاتى او به ماسواى خود - چنان كه صدرالمتألهين بيان داشته - از پيچيدهترين مسائل حكمى است « 1 » كه بسيارى در حلّ آن ناكام ماندهاند و به بيراهه رفتهاند . از اين رو آرا و نظريات گوناگون و پراكندهاى در اين باب ابراز شده است . مؤلف قدس سره در اين قسمت به معروفترين اقوال اشاره كرده و هر
هامش
( 1 ) . اما كيفية علمه تعالى بالاشياء . . . فاعلم انها من اغمض المسائل الحكمية . ( مبدأو معاد ، ص 90 )