نامحدود است ، همهء خطوط محدود را در خود دارد ، امّا اصل امتداد آنها را منهاى حدود و قيودشان .
حضور كمالات مادون در مرتبهء ذات الهى نيز بر اين قياس است - گر چه تفاوت بىنهايت بوده و تشبيه از يك جهت مقرّب و از صدها جهت مبعد است - كمالات موجودات بى آن كه حدود ماهوى خود را به همراه داشته باشند ، در صقع ربوبى موجودند ، امّا به وجود الهى نه با وجودهاى خاص خود و همين مصحح علم ازلى واجب تعالى به آنهاست .
رأى دوم
الثانى : ما نُسب إلى المعتزلة : أنّ للماهيّاتِ ثبوتاً عينيّاً فى العدمِ ، و هى التى تعلّقَ بها علمهُ تعالى قبلَ الايجادِ .
و فيه : أنّه تقدَّمَ بطلانُ القولِ بثبوتِ المعدوماتِ .
ترجمه
2 - نظر منسوب به معتزله كه گفتهاند : ماهيات در حال عدم ، ثبوت خارجى دارند . و علم الهى ، قبل از ايجاد آنها ، به ثبوت خارجى آنها تعلق گرفته است .
ما در گذشته « 1 » بطلان اعتقاد به ثبوت معدومات را بيان كرديم . و لذا اين نظر نيز كه مبتنى بر آن عقيده است ابطال مىشود .
شرح و تفسير
رأى دوم از آنِ معتزله است . ايشان براى حلّ مشكل علم ازلى بارى تعالى گفتند :
هامش
( 1 ) . فصل نهم از بخش اوّل