تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
توانايى فاعل بر ايجاد آن ، بدان متصف مىگردد ، اما امكانى كه در مقدمهء نخست بيان شد ، وصفى است كه شىء در رابطه با نحوهء وجودش بدان متصف مىشود و بيانگر آن است كه موجود بودن شىء و معدوم بودن آن هيچ‌كدام ضرورى نيست . « 1 »

قدمهء سوم :

امكان ياد شده امرى وجودى است و در خارج موجود مىباشد ؛ « 2 » نه يك معناى انتزاعى و اعتبار عقلى محض ؛ توضيح اين‌كه : امكان اصطلاحات گوناگونى دارد ، كه شرح آن در مرحلهء چهارم گذشت ؛ « 3 » از جملهء آنها امكان ذاتى و امكان استعدادى است . امكان ذاتى عبارت است از سلب ضرورت وجود و عدم از ماهيت ، اما امكان استعدادى عبارت است از حالت تهيه و آمادگى شىء براى آن‌كه تبديل به شىء ديگرى شود . فرق اساسى ميان امكان ذاتى و امكان استعدادى در آن است كه امكان ذاتى يك مفهوم اعتبارى و انتزاعى است كه وجود جداگانه‌اى در خارج ندارد ، بلكه فقط معروضش ، كه منشأ انتزاعش است ، ما بازاى خارجى دارد ؛ يعنى وقتى مىگوييم : انسان ممكن‌الوجود است ، چنين نيست كه در خارج امرى به نام امكان كه داراى وجود خاصى براى خودش هست ، عارض بر انسان شده باشد ؛ آن‌گونه كه علم ،
هامش
( 1 ) . اين مقدمه - چنان‌كه يادآورى شده - صرفاً جنبهء توضيحى دارد و در مقام رفع يك توهّم است و نقش اساسى در استدلال ندارد ؛ شايد به همين جهت مؤلف قدس سره در نهايةالحكمه آن را حذف كرده است ( 2 ) . كسانى كه مىگويند امكان استعدادى امرى وجودى است ، دو بيان مختلف دارند . گروهى از ايشان معتقدند : امكان استعدادى داراى ما بازاى خارجى و عرضى است كه در خارج بر موضوع خود عارض مىشود . لذا اين بحث را مطرح كرده‌اند كه اين عرض آيا از مقولهء اضافه است ، يا از مقولهء كيف و يا مقولهء ديگر . ظاهر كلمات مؤلف نيز همين نظر را تأييد مىكند . اگرچه لازمهء برخى ديگر از سخنان ايشان خلاف اين نظريه است . اما عدهء ديگرى معتقدند : وجودى بودن امكان استعدادى بدين معناست كه چيزى است كه از وجود شىء مستعد خارج نيست و از مرتبه و مرحلهء خاص وجود ماده انتزاع مىشود . در نظر ايشان نسبت استعداد به ماده ، نسبت متعين به مبهم است و مبهم و متعين در خارج عين يك‌ديگرند و اختلافشان بر حسب اعتبار ذهن است . هر متعين عارض تحليلى مبهم است ، نه عرض خارجى آن ( 3 ) . ر . ك : همين نوشتار ، ج 1 ، ص 331 - 368