هر حادث زمانى مسبوق به قوهء وجود است
نخستين بار بوعلى سينا براى اثبات اين مدعا استدلال اقامه كرده است « 1 » .
صدرالمتألهين نيز همان برهان را با اندك تغييرى در اسفار آورده است « 2 » و بدون آنكه اشكالى بر آن وارد سازد از آن مىگذرد . مقدمات اين برهان به شرح ذيل است :
مقدمهء نخست :
هر پديدهء حادثى ، پيش از آنكه تحقق يابد ، بايد ممكن الوجود باشد ؛ يعنى بايد به گونهاى باشد كه هم بتواند متصف به وجود شود و هم بتواند متصف به وجود نشود . به ديگر سخن : بايد به گونهاى باشد كه فى حدّ ذاته نه وجود براى آن ضرورت داشته باشد و نه عدم . اين مقدمه ، حقيقت روشنى را بيان مىكند ، زيرا پرواضح است كه يك حادث زمانى ، قبل از آنكه تحقق يابد ، وجودش نه واجب است و نه ممتنع - چرا كه اگر وجودش واجب بود ، هرگز معدوم نبود و متصف به حدوث زمانى نمىشد ، بلكه وجودش ازلى و ابدى و قديم زمانى مىبود . اگر وجودش ممتنع بود ، هرگز موجود نمىشد و متصف به حدوث زمانى نمىگشت « 3 » - و چون وجودش واجب و يا ممتنع نيست ، لاجرم وجودش ممكن خواهد بود .
مقدمهء دوم :
اين امكان چيزى است غير از قدرت فاعل بر فعل . اين مقدمه را بوعلى سينا و به تبع او ديگران ، براى اين ذكر كردهاند كه امكان گاهى به معناى قدرت فاعل بر فعل به كار مىرود ؛ مثلًا گفته مىشود : اين كار براى من ممكن است ؛ يعنى من بر آن قدرت دارم . اما در اينجا مقصود از امكان ، قدرت فاعل بر فعل نيست ، زيرا امكان به معناى قدرت فاعل ، وصفى است كه فعل در مقايسه با فاعل و به لحاظ
هامش
( 1 ) . ر . ك : الهيات شفاء ، فصل دوم از مقالهء چهارم
( 2 ) . ر . ك : اسفار ، ج 3 ، ص 49 - 52
( 3 ) . خلاصه آنكه واجب بودن و نيز ممتنع بودن وجود حادث زمانى ، هر دو با حدوث زمانى شىء منافات دارد وخلف فرض است