كه از زمان تأليف اسفار چهار قرن مىگذرد ، اما از زمان تأليف شرح منظومه فقط دو قرن مىگذرد . به ديگر سخن : معناى عرفى قدم عبارت است از : طولانىتر بودن امتداد يكى از دو وجود در طرف ازل و حدوث عبارت است از كوتاهتر بودن امتداد يكى از دو وجود در طرف ازل .
از تحليل معناى عرفى حدوث و قدم دانسته مىشود كه : « قديم » چيزى است كه در بخشى از زمانى كه حادث در آن هنوز به وجود نيامده است ، وجود دارد ؛ به عبارت ديگر : وجود حادث مسبوق است به نبودن در زمانى كه قديم در آن موجود مىباشد ؛ بر خلاف قديم كه وجودش مسبوق نيست به نبودن در زمانى كه حادث در آن موجود مىباشد . در همان مثال بالا ، كتاب اسفار در قرن يازده و دوازده وجود داشته است ، اما كتاب شرح منظومه در اين دو قرن هنوز پديد نيامده است . پس شرح منظومه مسبوق است به نبودن در زمانى ( / قرن يازدهم و دوازدهم ) كه اسفار در آن موجود بوده است ؛ بر خلاف اسفار كه مسبوق نيست به نبودن در زمانى كه شرح منظومه در آن موجود بوده است .
از اينجا دانسته مىشود كه مفهوم عرفى حدوث و قدم داراى دو ويژگى است :
1 - اين دو مفهومْ نسبى و اضافى است ، زيرا فقط هنگام مقايسهء عمر دو پديده و ملاحظهء طولانىتر بودن عمر يكى نسبت به ديگرى ، آن مفاهيم به دست مىآيد و مىتوان يكى را متصف به حدوث و ديگرى را متصف به قدم كرد . لذا يك شىء ممكن است در مقايسه با يك چيز حادث باشد و در مقايسه با چيز ديگرى قديم باشد .
در همان مثال ياد شده ، شرح منظومه در مقايسه با اسفار حادث و جديد است ، اما نسبت به بدايةالحكمه قديمى و كهنه به شمار مىرود .
2 - در مفهوم عرفى حدوث و قدم تنها سبق و پيشى زمانى معتبر مىباشد . زيرا حدوث در معناى عرفىاش ، آن است كه وجود شىء مسبوق باشد به عدم آن شىء در
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٩