6 - تقدم و تأخر دهرى
6 - ومنها : السبقُ و التقدمُ بالدهرِ ، و هو تقدُمُ العلّةِ الموجبةِ على معلولِها ، لكن لا من حيثُ إيجابها لوجودِ المعلولِ وإفاضتِها له ، كما في التقدُّمِ بالعليّةِ ، بل من حيثُ انفكاكِ وجودِها و انفصالِه عن وجودِ المعلولِ ، وتقرُّرِ عدمِ المعلولِ فى مرتبةِ وجودها ، كتقدّمِ نشأةِ التجرّدِ العقليِ على نشأةِ المادّةِ . و يقابلُه اللحوقُ والتأخّرُ الدهريُّ .
وهذا القسمُ قد زادَه السيّدُ الدامادُ رحمه الله ، بناءاً على ما صوَّرَه من الحدوثِ والقدمِ الدهريينِ ، وسيجيءُ بيانُه .
ترجمه
6 . سبق و تقدم بالدهر [ سبق دهرى ] : و آن تقدم علتِ ايجاب كننده بر معلولش مىباشد ، اما نه از آن جهت كه وجود آن را ايجاد كرده و افاضه مىكند ، آنطور كه در تقدم بالعليه بيان شد ، بلكه از جهت انفكاك وجود علت و جدايى آن از وجود معلول و قرار گرفتن عدم معلول در مرتبهء وجود علت ؛ مانند تقدم عالم تجرد عقلى بر عالم ماده و در مقابل آن هم تأخر دهرى قرار دارد .
اين قسم را سيد داماد رحمه الله بنابر حدوث و قدم دهرى كه آن را تصوير نموده ، افزوده است و ما در آينده از آن بحث خواهيم كرد « 1 » .
شرح و تفسير
اين قسم از تقدم و تأخر را براى نخستين بار محقق داماد « 2 » بيان كرده است . تقدم و
هامش
( 1 ) . در فصل سوم از همين بخش
( 2 ) . مير برهانالدين محمد باقر داماد متخلص به « اشراق » و ملقب به « معلم ثالث » از فيلسوفان بنام دورهء صفويهاست . او فرزند اميرشمسالدين محمد استرآبادى مشهور به « داماد » است و علت اين اشتهار آن است كه او با دختر محقق كركى تزويج كرده بود . ميرداماد سالها در مشهد مقدس رضوى به تحصيل علوم عقلى و نقلى اشتغال داشت و به تحقيق در آثار فلسفى گذشتگان ، به ويژه شفا ، اشارات ابنسينا پرداخت و سپس مدتى در قزوين و چندگاهى در كاشان و سرانجام در اصفهان رحل اقامت افكند و عمر با بركت خود را به تدريس و تأليف گذرانيد و در سال 1041 هجرى در نجف اشرف رخت از اين جهان بربست و در همانجا به خاك سپرده شد . ميرداماد اگر از حكماى طراز اول اسلامى به شمار نرود ، لااقل در طراز دوم هست . وى علاوه بر اينكه فيلسوف بود ، فقيه و رياضيدان و اديب و رجالى هم بود و روى هم رفته مردى جامع بود . ( به نقل از مقدمهء مهدى محقق بر كتاب قبسات و خدمات متقابل اسلام و ايران )