مرتبهء وجود ، همانطور كه در مرتبهء وجود ، وجود كل متوقف بر وجود جزء است ، در مرتبهء ذات نيز ذات كل متوقف بر ذات جزء مىباشد . چون ذات كل از ذات اجزا فراهم آمده است . بنابراين ، اجزاى ماهيت در جوهريت و در ماهيت و ذات بودن با يكديگر مشتركاند - چرا كه جزء ماهيت نيز ماهيت است - ولى جزء در همان ماهيت بودن و ذات بر كل تقدم دارد .
محقق سبزوارى در تعليقهء بر شرح منظومه « 1 » در توضيح تقدم بالتجوهر مىگويد :
« اگر تقرر ماهيات جدا از هر نحوه وجودى ، امكان داشته باشد ، آنگونه كه معتزله مىپندارند ، در اين صورت ماهيت جنس و فصل تقدم بالتجوهر بر ماهيت نوع خواهند داشت ؛ همچنين ماهيت بر لازم ماهيت تقدم بالتجوهر خواهد داشت . در اينجا ديگر نمىتوان ملاك تقدم و تأخر را همان وجود دانست [ و بدين وسيله تقدم جنس و فصل بر ماهيت را تقدم بالطبع به شمار آورد ] ، زيرا بنا بر فرض ، وجودى در كار نيست . »
مؤلف قدس سره در نهايةالحكمه مىگويد : اين نوع تقدم و تأخر ، مبتنى بر اصالت ماهيت است . « 2 » زيرا بنابر اصالت وجود ، ماهيت اساساً يك امر اعتبارى بوده و بهرهاى از تقرر حقيقى و واقعى ندارد . استاد مطهرى نيز مىگويد : اين نوع از تقدم و تأخر بيشتر با اصالت ماهيت سازگار است و با اصالت وجود فقط در عالم اعتبار جور در مىآيد . « 3 »
حاصل سخن استاد مطهرى ، در بيان اين قسم ازتقدم و تأخر چنين است :
بنابر اصالت ماهيت ، آنچه متعلق جعل و ايجاد واقع مىشود ، همان ذات و ماهيت شىء است . حال اگر ماهيت شىء مركب از دو جزء ( جنس و فصل ) باشد ، تحقق آن ماهيت ، كه يك كل مركب از دو جزء است ، متوقف و منوط بر هر يك از اجزاى آن
هامش
( 1 ) . الفريدة الثالثة ، غررٌ فى اقسام السبق ، ج 2 ، ص 308 ، نشر ناب
( 2 ) . نهاية الحكمه ، ص 325 . تمايل به اين مطلب از كلام محقق سبزوارى نيز مستفاد مىشود
( 3 ) . شرح مبسوط منظومه ، ج 4 ، ص 204