فعاليتها و تصرفاتش را ، اعم از ادراكى و تحريكى ، به وسيلهء بدن ، كه امرى مادى است ، انجام مىدهد . بنابراين ، نفس اگرچه به لحاظ ذاتش و از جهت تجردش امرى بالفعل است ، اما از جهت تعلقش به بدن داراى قوه مىباشد ؛ لذا به تدريج به فعليت مىرسد و علوم و ادراكات نيز به تدريج و به تناسب استعدادهايى كه كسب مىكند ، براى وى حاصل مىشود .
آرى ، اگر تجرد نفس نيز تام شود و ديگر اشتغال به تدبير بدن نداشته باشد و چنانكه ذاتاً از ماده منقطع است ، در مقام فعل نيز از ماده گسسته شود ، در اين صورت است كه همهء علوم بالفعل نزد او حاصل و حاضر خواهد بود و به مرحلهء عقل مستفاد - كه پيش از اين شرحش گذشت - نائل مىگردد .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٧٢