تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
البدوي من انقسام العلم إلى الحصولي والحضوري ، والذي يهدي اليه النظر العميق ان الحصولي منه ايضا ينتهي إلى علم حضوري » . « 1 » 4 - مهم‌ترين مؤيد براى اين احتمال ، برهانى است كه مؤلف در اين قسمت آورده است . زيرا اين برهان در حقيقت همين تفسير را نتيجه نمىدهد . حاصل برهان ايشان چنين است : الف : همهء علوم و ادراكات - اعم از علوم حسى ، خيالى و عقلى - مجرد از ماده‌اند . ( اين مقدمه در فصل اول و دوم به اثبات رسيد . ) ب : نفس از طريق اين علوم ، به فعليت مىرسد و استكمال مىيابد . ( باتوجه به آن‌چه در بحث اتحاد عاقل و معقول و نيزمطالب فصل چهارم و پنجم و ششم ، اين مقدمه تبيين مىشود . ) ج : وجود مجردْ قوىتر از وجود مادى است و از شدت و كمال بيشترى برخوردار است . « 2 » ( اين مقدمه در فصل دوم بيان شد و در آينده نيز مفصل‌تر مطرح خواهد شد . ) د : آن‌چه شىء بدان استكمال مىيابد ، كامل‌تر از خود آن شىء مىباشد . ( اين مقدمه بيانگر حقيقتى روشن و بىنياز از اثبات است . ) نتيجه‌اى كه از اين مقدمات به دست مىآيد آن است كه : علوم و ادراكات ما موجوداتى مجرد و داراى آثار خاص خود است ، كه وجودشان قوىتر از نفس و موجودات مادى است ، نه آن‌كه صورت‌هاى ذهنى فاقد اثر باشند . اساساً تكيهء مؤلف قدس سره در اين استدلال بر آن است كه روشن سازد « فاقد اثر بودن علوم حصولى » با نظر دقيق سازگار نيست ؛ يعنى نمىتوان گفت علوم حصولىِ ما ، يك سرى صورت‌هاى ذهنىِ بىاثراند ، زيرا اينها موجوداتى مجردند و نفس به‌وسيلهء آنها استكمال مىيابد . بنابراين ، اينها موجوداتى قوىتر از موجودات مادى و حتى قوىتر
هامش
( 1 ) . همان ( 2 ) . اين مقدمه ، در اين‌جا نيامده است ، اما در نهايةالحكمه ذكر شده است