تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
طريقِ أدواتِ الادراكِ بالموادِ ، نتوهّمُ أنّها نفسُ الصورِ القائمةِ بالموادِ نَزَعْناها من الموادِ من دونِ آثارِها المترتبةِ عليها فى نشأةِ المادّةِ ، فصارتْ وجوداتٍ ذهنيّةً للأشياءِ ، لايترتبُ عليها آثارُها . فقد تبيَّنَ بهذا البيانِ : أنّ العلومَ الحصوليّةَ فى الحقيقةِ علومٌ حضوريّةٌ . و بانَ أيضاً : أنّ العقولَ المجرّدةَ عن المادّةَ لا علمَ حصوليّاً عندَها ، لانقطاعها عن المادّةِ ذاتاً و فعلًا . ترجمه 2 - گفتيم هر معقولى مجرد است ؛ همان‌طور كه هر عاقلى مجرد مىباشد . اكنون مىگوييم : مفاهيمى كه براى قوهء عاقله پديدار مىشوند و با تحقق آنها قوهء عاقله به فعليت مىرسد ، چون مجردند ، وجودشان از نَفْسِ تعقل كننده‌اى كه توسط آنها كامل مىشود ، قوىتر است و آثارى دارند كه بر آنها مترتب مىگردد . در نتيجه اين مفاهيم ، موجودات مجردى هستند كه با وجود خارجى خويش براى نفس آگاه پديدار مىشوند ؛ اگر صورت جوهر باشند ، نفس با آنها متحد مىگردد و اگر صورت عرض باشند ، نفس با موضوعى كه متصف به آنهاست ، متحد مىگردد . اما ما به خاطر ارتباطى كه از راه آلات ادراك با مواد داريم ، توهم مىكنيم اين مفاهيم همان صورت‌هاى متقوم به موادند كه آنها را بدون آثارى كه در عالم ماده دارند ، برگرفته‌ايم ؛ در نتيجه به صورت وجودهاى ذهنى فاقد اثر در آمده‌اند . با بيان فوق آشكار شد كه علوم حصولى در واقع ، علوم حضورى مىباشند . و نيز روشن شد كه عقول مجرد از ماده ، چون هم از جهت ذات و هم از جهت فعل جداى از ماده‌اند ، فاقد علم حصولى مىباشند . شرح و تفسير آن‌چه در اين قسمت آمده ، يكى از نظريات خاص و از جمله ابتكاراتى است كه از علامهء فقيد در بحث‌هاى فلسفى به يادگار مانده است . ايشان در موارد عديده‌اى به اين
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 361 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى