تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
آن است ؛ از اين رو ، علت ناقصه بر معلول تقدم دارد . از آن‌جا كه وجود كل متوقف بر وجود اجزاى آن است ، اجزاى يك كل ، علت ناقصهء آن كل به شمار مىروند و بر آن كل ، تقدم بالطبع دارند ؛ يعنى ابتدا اجزا تحقق مىيابند ، سپس كل موجود مىشود و از اين رو ، مىتوان گفت : عدد دو بر عدد سه تقدم بالطبع دارد ، چون جزء تشكيل دهندهء آن مىباشد . استاد مطهرى در اين باره مىگويد : در اين‌گونه تقدم و تأخرها مىگويند : ملاكْ وجود است ؛ يعنى وقتى كه ما نسبت به وجود بسنجيم مىبينيم نسبت جزء [ علت ناقصه ] به موجوديت بر نسبت كل [ معلول ] به موجوديت تقدم دارد . انتساب جزء به موجود بودن ، مقدم است بر انتساب كل به موجود بودن ، چون او به اين نيازمند است ، ولى اين به او نيازمند نيست . كل نمىتواند وجود داشته باشد الا اين‌كه جزء وجود دارد ، ولى جزء اين‌چنين نيست . « 1 »

3 - تقدم و تأخر علّى

3 - و منها : السبقُ بالعلّيةِ ، و هو تقدُّمُ العلّة التامّةِ على المعلولِ . ترجمه 3 - سبق بالعليه [ سبق علّى ] : يعنى تقدم علت تامه بر معلول . شرح و تفسير علت تامه نوعى تقدم بر معلول خود دارد كه « تقدم علّى » خوانده مىشود ؛ از آن
هامش
( 1 ) . شرح مبسوط منظومه ، ج 4 ، ص 236 - 237
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 33 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى