تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
يُوقَعُ و يُحمَلُ على الموضوعاتِ بنوعٍ من التشبيهِ و المناسبةِ ، للحصولِ على غايةٍ عمليّةٍ ، كاطلاقِ الرأسِ على زيدٍ ، لكونِ نسبتِه إلى القومِ كنسبةِ الرأسِ إلى البدنِ ، حيثُ يدبِّرُ أمرَهم ، و يصلح شأنَهم ، و يشيرُ إلى كلٍ بما يخصُّهُ من واجبِ العملِ . ترجمه واژه اعتبارى معانى ديگرى نيز دارد ، كه از بحث ما خارج است از جمله : 1 - اعتبارى در برابر اصيل ؛ مانند ماهيت در برابر وجود . 2 - اعتبارى به معناى آن‌چه وجود جداگانه‌اى ندارد ، در برابر آن‌چه وجود جداگانه‌اى دارد ؛ مانند اضافه كه هستى آن وابسته به هستى دو طرف است ، در مقابل جوهر كه وجودش قائم به خويش است . 3 - آن‌چه همراه با نوعى تشبيه و مناسبت براى دست‌يابى به يك هدفِ عملى بر موضوعات حمل مىشود ؛ مانند اطلاق « رأس » بر رضا به خاطر آن‌كه نسبتش با ديگران مانند نسبت سر به بدن است ، از آن جهت كه امور ايشان را تدبير كرده و سامان مىدهد و وظائف هر كس را مشخص مىكند . شرح و تفسير در اين قسمت به سه اصطلاح ديگر براى واژهء « اعتبارى » اشاره شده است : 1 - اعتباريت در برابر اصالت به معناى منشأ بودن بالذات براى آثار . بنابر اين اصطلاح ، اعتبارى چيزى است كه تحققش و منشأ آثار بودنش بالعرض است ، در برابر اصيل كه تحقق و منشأ آثار بودنش بالذات است . ماهيت در اين اصطلاح ، امر اعتبارى است ، ولى وجودْ امرى اصيل مىباشد ؛ درست عكس اصطلاح پيشين . 2 - اعتبارى به معناى آن‌چه وجود فىنفسه ندارد ؛ يعنى وجودش رابط و فى غيره است ؛ در برابر آن‌چه از وجود فى نفسه برخوردار است ، اعم از آن‌كه وجود فى
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 357 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى