همچنين كسى كه قضيهء امتناع تناقض را ، به واسطهء بداهت و وضوح آن قبول مىكند ، بايد ديگر بديهيات اوليه را نيز بپذيرد .
گروه دوم
وإن لم يعترفْ بأنّه يعلمُ : أنه شاكٌ ، بل أظهرَ : أنّه شاكٌ في كلِ شيءٍ ، و شاكٌ في شكِّه ، لايدرى شيئاً ، سقطتْ معه المحاجّةُ ، و لم ينجحْ فيه برهانٌ ؛ و هذا الانسانُ إمّا مبتلى بمرضٍ أورثَهُ اختلالًا في الإدراكِ ، فليراجعِ الطبيبَ ، و إمّا معاندٌ للحقِّ يظهرُ ما يظهرُ لدحضِهِ ، فليضربُ و ليؤلَمْ ، و ليمنعْ ممّا يقصدُه و يريدُه ، و ليُؤمرْ بما يبغضُهُ و يكرهُه ، إذ لايرى حقيقةً لشيءٍ من ذلك .
ترجمه
و اگر اعتراف نكرد كه به شك خويش علم دارد ، بلكه به همه چيز ، حتى ترديدش ، اظهار شك نمود و مدعى شد كه هيچ نمىداند ، در اين صورت استدلال با او مجالى ندارد و برهانى در او اثر نمىكند . چنين انسانى يا مبتلا به نوعى بيمارى است كه دستگاه ادراك او را برهم زده و در اين صورت ، بايد به پزشك مراجعه كند و يا با حق در ستيز است و آنچه اظهار مىكند صرفاً براى كوبيدن آن است و در اين صورت بايد كتك زده شود و آزار داده شود و از آنچه مىخواهد و مىطلبد ، منع گردد و نيز بايد فرمانش داد . آنچه را بدش مىآيد و مبغوض دارد انجام دهد ، چرا كه براى هيچ يك از اين امور ، واقعيتى نمىبيند .
شرح و تفسير
گروه دوم شكاكان كسانى هستند كه مدعى شك مطلق بوده و به هيچ چيزى اعتراف ندارند ، حتى به شك و ترديد خود . ايشان مىگويند : « من هيچ نمىدانم و در