تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
شرح و تفسير شكاكان دسته‌ها و گروه‌هاى مختلفى را تشكيل مىدهند و چنين نيست كه دعاوى همهء آنها همانند و مشابه باشد . از اين‌رو ، مؤلف قدس سره آنها را به گروه‌هاى متنوعى تقسيم مىكند و پاسخ هر يك را جداگانه مىدهد . گروه نخست از شكاكان ، كسانى هستند كه مىگويند : « ما در همه چيز شك و ترديد داريم ، ولى مىدانيم كه شك و ترديد داريم » . ايشان اعتراف مىكنند كه لااقل به شك و ترديد خويش آگاهند . ما با تكيه بر همين نقطه مىتوانيم بطلان ادعاى ايشان را نشان دهيم ؛ يعنى مىتوانيم آنها را متوجه سازيم اين ادعاى ايشان كه : « ما در همه چيز شك داريم » ، صرفاً يك ادعا است و حقيقتى ندارد ؛ بدين طريق كه به ايشان مىگوييم : شما كه « مىدانيد شك داريد » بايد قضيهء : « امتناع اجتماع و ارتفاع نقيضين » را نيز پذيرفته باشيد و بدان قضيه نيز علم داشته باشيد ، زيرا با انكار آن قضيه ، شما نمىتوانيد به هيچ چيز حتى به « شك » خود ، علم داشته باشيد . چه با انكار آن قضيه ، اين احتمال باقى است كه شما در عين حال كه شك داريد ، شك نداشته باشيد . بنابراين ، لاجرم بايد قضيهء امتناع تناقض را پذيرفته باشيد . اما پذيرش اين قضيه - چنان‌كه گفتيم - به معناى پذيرش هزاران هزار قضيهء منفصله است كه دو طرف آن نقيض يك‌ديگرند . از طرف ديگر ، چنين كسى ملزم به پذيرش علوم فراوان ديگرى خواهد بود ؛ مانند علم‌به غم و اندوه ، شادى و سرور ، تصميم و اراده ، خشم و غضب ، سيرى و گرسنگى و ديگر حالات نفسانى . زيرا همان چيزى كه موجب مىشود انسان به شك خودش علم و آگاهى داشته باشد ، موجب مىشود نسبت به اين امور نيز آگاهى داشته باشد و آن عبارت است از : « يافتن حضورى اين امور در خود » .