مربوط به دستگاه مخصوص ادراكى است . قوهء مدركه در اثر برخورد با واقعيتهاى خارجى ، به واسطهء خاصيت ويژهء صورتپذيرى خود ، اين صور را تهيه كرده است و از اينرو « امورى انفعالى » هستند و از آن جهت كه اين صور ، واقعيتى غير از واقعيت خودشان را ارائه مىدهند ، « حصولى » هستند و چون وجودشان قياسى است و هيچ هويت و تشخصى غير از صورت شيئى ديگر بودن ندارد ، « امورى ذهنى » به شمار مىروند ، امتياز اين صور از يكديگر تابع امتيازى است كه مطابق ( محكى عنه ) آنها با يكديگر دارند ؛ مثلًا تصور انسان و تصور درخت و تصور اسب ، هيچ هويت و تشخصى ندارند ، غير از صورت اشياى خاص خارجى بودن و امتياز هر يك از اين صور از ديگرى به اين است كه يكى متعلق به انسان است و ديگرى به درخت و سومى به اسب .
دستهء دوم : نفسانيات غير ذهنى هستند . اين دسته از امور به ساير دستگاههاى نفسانى ، يعنى ماوراى دستگاه ذهن ، مربوط مىباشند ، مانند اراده ، شوق ، لذت ، رنج و غير آن . اين امور اولًا : صورت چيزى نيستند ؛ مثلًا فرق اراده با تصور درخت آن است كه اراده يك امر نفسانى است و چيزى را در خارج به ما نشان نمىدهد ، اما تصور درخت ، واقعيت خارجى درخت را بر ما مكشوف مىسازد . ثانياً : حضورى هستند نه حصولى ، چنانكه واضح است و ثالثاً : غالباً فعلى هستند ، نه انفعالى .
اما حكم هر دو جنبه را دارا مىباشد . از يك جهت ، صورتى است كه واقع و نفسالامر را ارائه مىدهد و وجود خارجى ارتباط محمول با موضوع را نشان مىدهد . از اين جهت ، بايد آن را علم حصولى و صورت ذهنى و كيفيت انفعالى بدانيم . از طرف ديگر ، علاوه بر اين جنبه ، جنبهء خاص ديگرى دارد ، كه از آن جهت وجودش قياسى نيست و به حسب نحوهء وجود خود ، نه به تبع مكشوف ، از ساير امور نفسانى امتياز دارد و از آن جنبه است كه آن را اقرار و اذعان و حكم مىناميم .
حكم از اين جهت ، يك فعل نفسانى است كه صورت امر خارجى نيست و در رديف
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٢٣