ترجمه
2 - حكم يك فعل نفسانى در ظرف ادراك ذهنى است ، نه يك انفعال تصورى . و حقيقت حكم در جملهء : « حسين ايستاده است » ، آن است كه نفس از راه حس به يك موجود ، يعنى « حسين ايستاده » ، دست يافته است و آنگاه آن را به دو مفهوم « حسين » و « ايستاده » تفكيك كرده و اين دو مفهوم را در خود نگه مىدارد و آنگاه كه مىخواهد از آنچه در خارج يافته ، حكايت كند ، مفهوم حسين و ايستاده را از خزانهء ذهن خود ، در حالى كه دو مفهوم جداگانهاند ، خارج كرده و سپس آن دو را متحد و داراى يك وجود مىكند . و اين همان حكمى است كه گفتيم فعلى براى نفس است ونفس با آن ، خارج را آنچنان كه هست ، حكايت مىكند .
بنابراين ، حكم در عين حال كه فعل نفسانى است ، يك صورت ذهنى مىباشد كه خارج از خود را نشان مىدهد . و اگر حكم ، تصورى برگرفته از خارج بود ، قضيه نمىتوانست معنائى را افاده كند كه در قبال آن سكوت روا باشد ؛ مانند هر يك از مقدم و تالى در قضيهء شرطى ؛ و نيز اگر تصورى بود كه نفس آن را از پيش خود و بدون استعانت از خارج ، ايجاد كرده بود ، نمىتوانست خارج را نشان دهد .
شرح و تفسير
مؤلف براى روشن شدن حقيقت حكم ، ابتدا مثالى بيان مىكند و آنگاه ويژگىهاى حكم را ذكر مىكند . توضيح مطلب آن است كه : ما وقتى حكم خود به « ايستاده بودنِ حسين » را بررسى مىكنيم ، مىبينيم كه ابتدا از راه حواس خود امر واحدى را مشاهده كردهايم ؛ يعنى حسين را در حالت ايستاده بودن مشاهده كردهايم و از آن تصويرى در ذهن ما نقش بسته است ، كه همان « حسين در حال ايستاده بودن » است .
پس از اين مشاهده ، ما فرد ديگرى را در حالى كه ايستاده است و حسين را در
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٢٠