تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
اتحادى برقرار است ، ( مثلًا انسان استعداد نويسندگى دارد ) و گاهى برقرار نيست ، ( مثلًا انسان درخت نيست ) ؛ ذهن نيز كه براى حكايت از واقع و نفس‌الامر قضايا را مىسازد ، گاهى بين دو چيز در ظرف ادراكات ، رابطه برقرار مىكند ( قضيهء موجبه ) و گاهى برقرار نمىكند ( قضيهء سالبه ) . قضيهء سالبه مشتمل بر حكم هست ، ولى مشتمل بر نسبت نيست . در قضيهء سالبه ، انسان موضوع و محمول را تصور مىكند و با حكم انتزاعى آنها را از يك‌ديگر جدا مىكند و ميان آنها نسبت و رابطه‌اى در ظرف ذهن برقرار نمىسازد . اين نظريه نيز هوادار چندانى ندارد . 5 - قضيهء سالبه مشتمل بر سه جزء است : موضوع و محمول و نسبت حكميهء ايجابى . در قضيهء سالبه پس از تصور موضوع و محمول و نسبت حكميه ، ذهن متوقف مىشود و حكمى نمىكند ، ولى ذهن اين حكم نكردن خود را حكم به عدم مىپندارد و در مقابل مفهوم « است » ، كه از حكم وجودى حكايت مىكرد ، مفهوم پندارى « نيست » را مىسازد و قضيهء سالبه را مانند موجبه مشتمل بر حكم فرض مىكند . اين همان نظريه‌اى است كه در متن به مشهور نسبت داده شده است .

دو نكته

1 - كسانى كه در قضاياى موجبه تفصيل داده و ميان هليهء مركبه و بسيطه فرق نهاده‌اند و اولى را مشتمل بر نسبت حكميه و دومى را فاقد نسبت حكميه دانسته‌اند ، همين تفصيل را در باب قضاياى سالبه نيز بايد بپذيرند ؛ بنابراين ، در نظر ايشان قضيهء سالبهء مركبه ، مشتمل بر سه جزء و سالبهء بسيطه ، مركب از دو جزء خواهد بود . 2 - نكتهء ديگر اين‌كه مؤلف قدس سره بر آن است كه نسبت و رابطه ، همان‌گونه كه در هليات بسيطه وجود ندارد ، در قضايايى كه حمل در آنها اولى است ، نيز وجود ندارد و از اين جهت هليات بسيطه با قضاياى مشتمل بر حمل اولى فرقى ندارد .