را به دست آورده ، به ميزان استعداد و آمادگىاش ، با آن عقل مجرد متحد مىگردد و صورتهاى عقلى را كه زمينهء ادراكش در وى حاصل شده ، از آن عقل مجرد كسب مىكند .
دربارهء چگونگى اتحاد نفس با عقل فعال ، بايد گفت : اين اتحاد از قبيل اتحاد وجود رابط با وجود مستقل است ، چرا كه نفس خودش معلول عقل فعال بوده و فعل او به شمار مىآيد . اين اتحاد ، اگرچه به حال تعقل اختصاص ندارد ، اما نفس بهواسطهء صورتهاى عقلى استكمال مىيابد و وجودش شديدتر مىگردد و از اين روى اتحادش با علت وثيقتر خواهد شد .
نحوهء به وجود آمدن صورتهاى جزيى
وبنظيرِ البيانِ السابقِ يتبيّنُ : أنّ مفيضَ الصورِ العلميّةِ الجزئيّةِ جوهرٌ مثاليٌ مفارقٌ ، فيه جميعُ الصورِ المثاليّةِ الجزئيّةِ على نحوِ العلمِ الاجماليِ ، تتحدُ معه النفسُ على قدرِ مالَها من استعدادِ .
ترجمه
و با بيانى شبيه بيان مذكور ، روشن مىشود كه آفرينندهء صورتهاى علمى جزئى ، يك جوهر مجرد مثالى است ، كه همهء صورتهاى مثالى جزئى به نحو علم اجمالى در آن است و نفس به اندازهء آمادگى خويش با آن متحد مىگردد .
شرح و تفسير
سخن دربارهء علت افاضه كننده صورتهاى علمى جزيى ، همان سخن دربارهء علت بهوجود آورندهء صورتهاى كلى است ؛ تنها نكته قابل توجه آن است كه براساس اصل سنخيت ميان علت و معلول ، بايد گفت : چون صورتهاى عقلى كاملًا