ترجمه
علتى كه صورتهاى عقلى را افاضه مىكند و مثلًا انسان را از قوه خارج نموده و به فعليت مىرساند ، عقلى است جدا از ماده كه همهء صورتهاى عقلى نزد او هست ، زيرا دانستيم اين صورتها به لحاظ علم بودنشان ، مجرد از مادهاند ؛ علاوه بر آنكه كلى و قابل اشتراك بين موارد متعدد مىباشند و چيزى كه در ماده حلول كرده است ، واحد شخصى و غير قابل اشتراك مىباشد . بنابراين ، صورت عقلى ، مجرد از ماده است ؛ و لذا ايجاد كننده و آفرينندهء آن نيز بايد امرى مجرد از ماده باشد ، چون امر مادى ، وجود ضعيفى دارد و نمىتواند علت وجود قوىتر از خود باشد ؛ علاوه بر آنكه تأثيرگذارى ماده ، مشروط به وضع خاص است و موجود مجرد ، وضع ندارد .
از طرف ديگر ، اين موجود مجرد كه صورتها را مىآفريند ، نمىتواند همان نفس تعقل كنندهء اين صورتهاى علمى مجرد باشد ، زيرا نفس هنوز نسبت به آنها بالقوه است و حيثيتش ، حيثيت پذيرش مىباشد نه فعل و محال است يك امر بالقوه خودش را از قوه بيرون آورد و به فعليت برساند .
در نتيجه افاضهء اين صورتهاى عقلى را جوهر عقلىِ جدا از مادهاى به عهده دارد كه همهء صورتهاى عقلى كلى ، نزد او حاضر است ؛ به همان شكل كه پيش ازاين گفتيم ، يعنى به صورت علم اجمالى عقلى ونفسى كه آمادگى تعقل را كسب كرده ، به مقدار استعداد خاص خود با او متحد مىگردد و آنگاه عقل مجرد ، صورتهاى عقليهاى را كه نفس آمادگى دريافت آنها را به دست آورده ، به او افاضه مىكند .
شرح و تفسير
صورتهاى كلى را جوهر عقلى مجرد بر نفس افاضه مىكند
در اين فصل دربارهء علت افاضه كنندهء صورتهاى علمى ، يعنى عاملى كه نفس