تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
انسان را از حالت بالقوه بودن نسبت به ادراك علوم و معارف جزيى و كلى خارج كرده و او را از اين جهت به فعليت مىرساند ، بحث مىشود . ابتدا دربارهء علت به وجود آورندهء صورت‌هاى عقلىِ كلى سخن مىگوييم و آن‌گاه بحث را با اشاره به علت مُفيض صورت‌هاى جزيى پى مىگيريم . مدعاى ما در اين قسمت آن است كه علتِ افاضه كنندهء صورت‌هاى كلى ، يك جوهر مجرد عقلى است كه از ديگر عقول به نفس نزديك‌تر است . برهانى كه بر اين مدعا اقامه مىشود ، بدين شرح است : 1 - صورت‌هاى عقلى موجوداتى مجرد از ماده‌اند . 2 - امور مادى نمىتوانند علت به‌وجود آورندهء موجودات مجرد باشند . 3 - نفس خودش نمىتواند صورت‌هاى عقلى را در خودش ايجاد كند . نتيجه‌اى كه از اين مقدمات سه‌گانه گرفته مىشود آن است كه علت افاضه كنندهء صورت‌هاى عقلى يك جوهر عقلى مجرد از ماده است ؛ همان موجود مجردى كه حكماى مشا آن را عقل فعال مىنامند . البته مقدمات سه‌گانهء فوق ، هر كدام ادله و برهان‌هاى خاص خود را دارد ، كه مؤلف به پاره‌اى از آنها اشاره كرده و بيانش چنين است :

تبيين مقدمهء نخست :

دربارهء اين‌كه صورت‌هاى عقلى موجوداتى مجرد از ماده‌اند ، پيش از اين به تفصيل سخن گفتيم و برهان‌هاى عديده‌اى براى اثبات آن اقامه كرديم . مؤلف در اين‌جا به دوتا از آنها اشاره مىكند : يكى آن‌كه اين صورت‌ها علم هستند و حيثيت علم ، فعليت و عدم قابليت تغير است ؛ لذا اين صورت‌ها مجرد از ماده و قوه و استعداد مىباشند : « قد عرفت انّ هذه الصور ، بما انها علم ، مجردةٌ عن المادة » . و دليل دوم اين‌كه اين صورت‌ها قابل انطباق بركثيرين‌اند و كلى مىباشند ، در حالى كه امور مادى همگى جزيى و شخصى بوده و اشتراك‌پذير نمىباشند .

تبيين مقدمهء دوم :

امور مادى نمىتوانند علت به وجود آورندهء موجودات مجرد
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 304 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى