اما اين محصل كمكم رشد مىكند ، تا آنجا كه يك رياضيدان صاحبنظر مىشود و به اصطلاح به ملكهء اين علم دست مىيابد . او در اين هنگام پاسخ صدها و هزارها مسئله را نزد خود دارد ، اما به نحو اجمالى و بسيط ؛ يعنى چنين نيست كه موضوع و محمول و صورت هر يك از اين مسائل را به طور مشخص در ذهن حاضر داشته و به آن توجه تفصيلى داشته باشد ، بلكه اگر به صورت مسئله توجه كند ، پاسخش را بيان خواهد كرد . گويا اين شخص سرچشمهء جوشانى دارد كه علوم از آن سرازير مىشود و اين همان « عقل اجمالى » است .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٩٦