تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
1 - اين‌كه « عقل بالقوه » باشد ؛ يعنى نه خود بالفعل چيزى از معقولات است و نه بالفعل براى او معقولى حاصل شده است ، چون نفس از همهء معقولات تهى مىباشد . 2 - اين‌كه يك يا چند معقول را بالفعل همراه با تمييز آنها از يك‌ديگر با ترتيب خاصى تعقل كند ، كه در اين صورت « عقل تفصيلى » خواهد بود . 3 - اين‌كه معقولات متعددى را بالفعل تعقل كند ، بدون تمييز آنها از يك‌ديگر ، بلكه به‌صورت يك تعقل بسيط و اجمالى كه واجد همهء تفاصيل مىباشد و براى آن مثال زده‌اند به هنگامى كه سؤال كننده‌اى چند مسئله را ، كه پاسخ آنها را مىدانيد ، از شما بپرسد و بلافاصله پاسخ آنها در ذهنتان حاضر شود . در اين فرض ، شما در اولين لحظه‌اى كه شروع به پاسخ دادن مىكنيد ، همهء مطالب را بالفعل به‌طور جزمى و يقينى مىدانيد ، اما نه به‌طور تفصيلى و به نحوى كه از يك‌ديگر متمايز باشند ، بلكه هنگام پاسخ گفتن است كه تفصيل و تمييز آنها از يك‌ديگر حاصل مىگردد . گويا آن‌چه داريد ، چشمه‌اى است كه مىجوشد و علوم تفصيلى از آن جارى مىگردد . اين عقل را « عقل اجمالى » نامند . شرح و تفسير در اين‌جا اقسامى كه فلاسفه براى تعقل ذكر كرده‌اند و شيخ الرئيس نيز آن را بيان كرده « 1 » ، مطرح شده است . پيش از توضيح اين اقسام ، توجه به دو نكته مناسب است : اوّلًا : مقصود از تعقل در اين‌جا همان « ادراك كلى » است ، در برابر احساس و تخيل ، كه مجموعاً اقسام سه گانهء علم حصولى را تشكيل مىدهند . ثانياً : اين تقسيم به اعتبار انحاى گوناگون تعقل و به ديگر سخن ، انحاى مختلف وجود معقولات براى عقل صورت گرفته است ؛ به اين بيان كه : صورت‌هاى معقول و كلى يا بالقوه براى عقل موجودند و يا بالفعل . در صورت دوم ، يا با وجود تفصيلى
هامش
( 1 ) . ر . ك : طبيعيات شفا ، فصل ششم از مقالهء پنجم از فن ششم و الهيات شفا ، فصل هفتم از مقالهء هشتم
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 294 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى