تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
براى عقل موجودند ؛ به گونه‌اى كه هر معقولى متميز و جدا از معقول ديگر است و يا با وجود اجمالى براى عقل موجودند ؛ يعنى همه داراى يك وجود يگانه و بسيط مىباشند . البته اين تقسيم اگرچه اوّلًا و بالذات در مورد صورت‌هاى معقوله انجام پذيرفته است ، اما به خود عقل نيز سرايت مىكند . پس مىتوان گفت : عقل به اعتبار نحوهء حصول معقولات براى آن ، سه مرحله دارد : 1 - اين‌كه نسبت به همهء معقولات حالت بالقوه داشته باشد . عقل انسان در به دو تولد در اين مرحله است ؛ يعنى « عقل بالقوه » است . در اين مرحله عقل واجد هيچ صورت كليى نيست و از ادراك بالفعل كليات محروم مىباشد . 2 - پس ازگذشت مدت زمانى ، عقل آدمى كم كم به فعليت مىرسد و به گونه‌اى مىگردد كه معقولات چندى را واجد شده و از ادراك كليات برخوردار مىشود . در اين مرحله اين علوم به‌طور متمايز و جدا از يك‌ديگر در صفحهء نفس حاضرند . به اين مرحله « عقل تفصيلى » گفته مىشود . 3 - انسان مىتواند از اين مرحله نيز گذر كند و به درجهء بالاترى از عقل بار يابد ، كه به آن « عقل اجمالى » گفته مىشود . البته اجمال در اين‌جا به معناى ابهام و تيرگى نيست ، بلكه به معناى بساطت و يك پارچگى است ؛ چنان‌كه مقصود از « تفصيل » در قسم پيشين روشنى و وضوح نيست ، بلكه تمايز و گسستگى است . انسان به مرحله‌اى مىرسد كه مىتواند معقولات فراوانى را يك‌جا و به نحو بسيط واجد باشد . براى روشن شدن مطلب مثال خود شيخ الرئيس مناسب است : وقتى انسان در حال تحصيل رياضيات است ، با هر مسأله‌اى كه مواجه مىشود و هر بار كه مطلبى از استاد خود مىشنود ، علمش افزوده مىشود و ادراك تازه‌اى براى او حاصل مىآيد و اين ادراكات به طور تفصيلى در كنار هم مىنشينند و ترتيب آنها محفوظ است و از يك‌ديگر كاملًا تمايز دارند .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 295 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى