با تهى بودنش از معقولات ، شبيه هيولا است كه نسبت به همهء صورتها ، بالقوه مىباشد .
2 - « عقل بالملكه » ؛ و آن مرتبهاى است كه تصورات و تصديقات بديهى در آن ، تعقل مىشود ، زيرا آگاهى به بديهيات پيش از آگاهى به مطالب نظرى صورت مىپذيرد .
3 - « عقل بالفعل » ؛ و آن عبارت است از تعقل مطالب نظرى با وساطت علوم بديهى ، گرچه بين خود مطالب نظرى ترتيب خاصى برقرار است .
4 - اينكه تمام آنچه را به دست آورده تعقل كند ، اعم از معقولات بديهى و نظرى كه مطابقند با واقعيات جهان بالا و پايين ؛ بدين نحو كه همه را حاضر كرده و به همه توجه داشته باشد . در اين صورت يك جهان علمى شبيه جهان عينى خواهد بود و « عقل مستفاد » ناميده مىشود .
شرح و تفسير
تقسيمى كه در اين فصل بيان مىشود ، از دو جهت با تقسيمى كه در فصل پيشين بيان شد ، تفاوت دارد :
1 - مصب تقسيم پيشين « تعقل » است ، اگرچه به خود عقل - كه قوهء تعقل است - نيز سرايت مىكند ، اما تقسيم كنونى از ابتدا در مورد عقل ، كه قوهء ادراك كليات است ، مطرح مىشود .
2 - تقسيم پيشين به اعتبار نحوهء وجود معقولات براى عقل صورت گرفته است ، اما اين تقسيم به اعتبار ترتيب حصول معقولات براى عقل شكل پذيرفته است ؛ به اين صورت كه : نفس ابتدا از همهء معقولات خالى است ؛ سپس بديهيات را تعقل مىكند و به دنبال آن امور نظرى را از بديهى استنتاج مىكند و آنگاه كه به مرحلهء تجرد تام عقلى رسيد ، با عقل فعال ، كه با وجود بسيط خود جامع همهء حقايق است ، متحد مىگردد و همهء حقايق را درك مىكند .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٩٨