از جهت اعمال آنها ، روى مىدهد ، اما صورت علمى ، اگرچه جزيى و حسى باشد ، متغير نيست .
دليل اين مدعا آن است كه ما مىتوانيم صورتى را كه مدتها قبل احساس كردهايم ، اعاده كنيم ، در حالى كه اگر صورت محسوس مادى بود ، آن صورت با زوال حركات مادى زايل مىشد و يادآورى در بارهء آن محال مىبود .
اما اينكه چگونه علم احساسى و خيالى به تغيرات و حركات و مقاديرى كه قابل قسمت مىباشند ، تعلق مىگيرد ، با آنكه صورت علمى بايد با معلوم خارجى مطابق باشد ؟ پاسخش آن است كه علم به تغير و حركت و انقسام ، غير از تغيرعلم و حركت علم و انقسام علم مىباشد . آنچه لازم است ، مطابقت صورت علمى با خارج بر حسب ماهيت است ، نه برحسب نحوهء وجود . « 1 »
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، پاورقى ، ص 408